شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
289
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
3 / 3 خرندزي ، نقاط و حركات كه بر اين لفظ نهادهام حدسى و مبتنى بر قرائن است . در نسخهء اصل چهار بار ذكر شده است و چنين به نظر مىرسد كه نقاط و حركات لاأقلّ در بعضى موارد الحاقى باشد ( 45 / 4 و ح ، 80 / 6 ، 87 / 16 ، 233 / 7 ديده شود ) در نسخهء پاريس از اصل عربى كه مأخذ چاپ هوداس بوده است ( ص 30 و 53 و 57 و 58 و 61 چاپى ) و در نسخهء ب م كه بنده عكس آن را گرفتهام پنج بار اين لفظ به اشكال مختلف آمده است و غالبا بدون نقط يا با معدودى نقطه ، و هوداس به نصيحت شفر هميشه خرندز ( بخطّ فرانسه ( Khorendiz چاپ كرده است ، و گويا حقّ با ايشان باشد . ياقوت در معجم البلدان خرانديز را آورده و گويد « گمان مىكنم قريهاى باشد در خراسان » ( ج 2 ص 415 ) ؛ در ميان قلاع ملاحده در حوالى ألموت قريهاى به اسم فرندژ نام برده شده است كه امروز موجود است . دوست دانشمند نگارنده آقاى دكتر منوچهر ستوده كه آن محلّ را ديدهاند مىگويند فرندج يكى از چند آبادى واقع در كنار أندج رود بوده است و خرابههاى آن امروزه مقابل آبادى ديك ، زير دست آبادى كوچنان ، بالادست آبادى اندج در طرف چپ آن رود واقع است ، و آب اين درّه نزديك شهرك به آب شاهرود الموت مىپيوندد - نيز جهانگشاى 3 : 389 و كتاب الموت و لمسر ، نقشهء صفحهء 5 و وصف در صفحهء 58 ديده شود . در تاريخ سيستان از محلّى در آن ايالت نام برده شده است و در نسخه حورنديز بوده است و مرحوم بهار حدس زده است كه خورانديز يا خورنديز باشد ( ص 346 و 347 ديده شود . اشارهء به اين مطلب را مديون راهنمائى دوست عزيز دانشمندم آقاى دكتر عبّاس زرياب خوئى هستم ) . در ميان قلاع خراسان محلّى