شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
284
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
چون ز ايوان و كاخ شد بيرون * كاخ فردوس گلشن او باد هر كجا حورييست در جنّت * دست شه طوق گردن او باد * ثانى ذوالفقار شير خدا * نام تيغ سر افگن او باد در زبان حسان حور العين * ذكر شمشير و جوشن او باد بر سر شاخهاى باغ بهشت * گرد أعطاف دامن او باد هر نفايس كه از جنان خيزد * تحفهء جان روشن او باد للّه الحمد كه عمر آن قدر وفا كرد كه از عهدهء اين ترجمه بيرون آمد ، و تاريخ و غزوات آن پادشاه جهانگير ، كه در شيوهء بسالت و شجاعت و فرهنگ ، و خبرت باحوال جنگ ، بىنظير بود مدوّن گشت ، و حالات و ثارات او ، من اوّل امره الى آخر عمره ، بر وفق دلخواه مشروح شد . و الحمد للّه الّذى تتمّ بنعمته الصّالحات ، و بأمره قامت الأرض و السّموات ، و الصّلوة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا محمّد و آله أجمعين . تمام شد ساعت يك بعد از نصف شب روز چهارشنبه 22 ارديبهشت ماه 1338 ه ش مجتبى مينوى