شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

238

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

آن زمستان جهت حطّ و عثاء سفر در عراق اقامت كند ، و در اوّل بهار بادراك بندگى شتابد . و وصول او بعراق مصادف عود سلطان بود از روم بر وجه معلوم . اگر چه بطلعت همايون سلطان متعطّش بود تاتار ميان او و مراد حايل آمد ، و بعد از پراگنده شدن لشكر تاتار در شبانكاره « 1 » در سنهء ثمان و عشرين كشته و ناچيز شد ، بخنده فلك گفت كو نيز شد .

--> ( 1 ) - در ب م نيز شبانكاره است ، ولى در چاپ هوداس : سكماناباد .