شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
204
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
قراچولى محلّى بزر و كمر آن بدنانير مغرّق و قلادهء مرصّع ثمين و دو سر اسپ با ساخت و سر افسار و طوق سنگى « 1 » ، و هشت نعل زرّين بر حوافر اين اسپان در وقت تسليم زده ، وزن هر نعلى صد مثقال ، و سپرى زرّين مرصّع بنفايس جواهر ، مشتمل بر چهل و يك نگين ياقوت و لعل بدخشانى ، و پيروزهاى بزرگ در آن ميان تركيب كرده ، و سى سر اسپ عربى باجل اطلس رومى مبطّن « 2 » با اطلس بغدادى ، و بر سر هر جنيبتى مقودى حرير شصت دينار خليفتى بران زده ، و سى يا بيست نفر غلام با عدّه و اسباب تمام و اسپان ، و ده يوز باجل اطلس و قلادهء زرّين و ده باز كلاهها در مرواريد گرفته ، و صد و پنجاه بوغچه ، در هر يكى از ان ده جامه نهاده ، و پنج گوى عنبر اشهب مضلّع بذهب ، و درختى از عود طول آن يا پنج يا شش گز . و چهارده خلعت برسم خانان همه با اسپ و ساخت و سر افسار و طوق و كونپوشهاى اطلس * بدنانير خليفتى مفلّس « 3 » ، و كمرهاى زرّين . سلطان مىخواست كه بعضى را تمييز كند ، پس فرمود كه كفل پوشها را دور كردند ، غير از اسپ چهار خان : يكى ازيشان داعى خان ، دوم الغ خان ، سوم اوتر خان ، چهارم طغان خان . و سيصد خلعت ديگر برسم اميران ، هر خلعتى قبائى و آستينى فحسب . و خلعت شرف الملك عمامهاى بود سياه و قبا و فرجى و شمشير هندى و دو گوى عنبر مذهّب و پنجاه تا جامه و استرى رهوار . و پنجاه خلعت برسم اصحاب ديوان ، هر خلعتى با جبّه و عمامه . و من از جملهء اصحاب ديوان بأستر نيكو و ده تا جامه ، اكثر آن اطلس
--> ( 1 ) - يعنى سنگين ؛ ح بر صفحهء 146 نيز ديده شود . در متن عربى : أثقل ما يكون . ( 2 ) - يعنى آستر كرده ؛ در اصل ما : متعلّق . ( 3 ) - در متن عربى : الكنابيش التفليسية .