شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

123

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

[ 39 ] ذكر واقعهء خوارزم بسبب تاتار در ذى القعدهء سنهء سبع عشرة و ستّمأيه خوارزم را مغول بمحاصرت گرفت ، و استيلا در سنهء ثمان عشرة و ستّمأيه بود . و سبب حصار خوارزم آن بود كه چون فرزندان سلطان ، بر موجب شرحى كه رفته است ، آنجا آمده بودند ، و چنگز خان شنيده ، به قصد ايشان اين لشكرها فرستاده بود ، و ايشان چون از خوارزم رفته بودند لشكر تاتار بر آن حدود رسيد ، دور تر از شهر اقامت كرد ، و بتكميل عدّت حصار و آلت كارزار مشغول شد ، و نجدت و مدد از هر طرف بتواتر بديشان مىرسيد . اوّل فوج كه در مقدّمه رسيدند باجوبگ « 1 » بود با لشكرى انبوه ؛ بعد از ان پسر چنگز خان ، اوگتاى ؛ و بر عقب ايشان چنگز خان حلقهء خاصّ خود را در صحبت قرچين نوين « 2 » روانه كرد ؛ و پسرى ديگر جغتاى را با طولن نوين و جربى « 3 » و استون نوين و قاجنان نوين « 4 » ، با صد هزار مرد و زياده ، بر اثر باقيان روان كرد ، و باستعداد حصار و استعمال آلات ، از منجنيق و مترس و عرّادات ، مشغول شدند . و چون در حدود خوارزم سنگ منجنيق متعذّر بود درختان توت را كه بمرور اعوام باليده بود قلع مىكردند ، و از اصول آن قطعهاى بزرگ

--> ( 1 ) - در دو متن عربى : باجى بك ؛ بهر دو صورت در ستست . در « تركستان » بارتلد « تاجى بك » را ترجيح ميدهد . ( 2 ) - در ع چاپى : بقرجن ؛ ب م : نقرجن ؛ در جهانگشاى ( ج 1 ص 130 و 132 ) در باب محاصرهء مرو ذكرى از قراچه نوين شده است ، نمىدانم همين است يا ديگرى . ( 3 ) - اين دو اسم را مركّبا در متن عربى ( چاپى و ب م ) و در جهانگشاى ( ج 2 ص 211 و 212 ) و در مآخذ ديگرى كه مرحوم قزوينى برشمرده‌اند نام يك نفر دانسته‌اند ، تولان جربى ، تولون جربى ، يا طولن جربى . و مرحوم قزوينى را در موضع مذكور در اين باب تحقيق دقيقى است ، فليراجع . ( 4 ) - ع چاپى : قاضان نوين ؛ ب م : قاصان نوين .