شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
112
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
كردم ، هر دو خلاص يافتيم . بعد از ان او را بسيار جستم تا مجازات خير او كنم ، با آنكه ناجيان اندك بودند نيافتم « 1 » .
--> ( 1 ) - در اواسط كتاب مصنّف ذكر اين ضياء الملك را تجديد مىكند كه مدتى در خدمت جلال الدين به كار انشاو وزارت مشغول بود و سپس با مصنّف دشمنى آغازيد و عاقبت مطرود گرديد و درگذشت .