شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

79

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

[ 23 ] ذكر بعضى از احوال خراسان بعد از سلطان بطريق اجمال چه احوال بلاد همه متشابه است ، و غير از عموم قتل و هلاك بلاد و فناء عباد نه ، لاجرم در تفصيل آن فايده نيست . چون سلطان از سر ضرورت بعزم عراق پاى برداشت ، و امور بلاد خراسان و ماوراء النّهر مهمل بگذاشت ، يمه نوين و سبتى « 1 » بهادر بطلب او متوجّه شدند ، و تقچار و بركا « 2 » از آب جيحون گذشته بخراسان آمدند . اوّل شهر نسا را - كه بيشتر امرا و اكابر آن مملكت آنجا جمع شده بودند جهت آنكه امام شهاب الدّين ابو سعد بن « 3 » عمران آنجايگه آمده بود ، و او مردى [ بود ] صاحب قدر ، و نزديك سلطان بعلوّ « 4 » شان او ديگرى نبود - خراب كردند * و آن بزرگ دين و دنيا نيز ، كه در علوم بحرى بود و در مكارم اخلاق نظير نداشت ، در آن واقعه شهيد شد « 5 » . بعد از ان متفرّق شدند ، و گروه گروه بهر طرف مىتاختند ، و اگر يك هزار سوار قصد تاختن مىكردند دو سه هزار روستا و مردم ولايت در پيش مىكردند ، و عمل منجنيق و ضبط سوراخها و نقبها بديشان حوالت مىكردند ، و عاقبت

--> ( 1 ) - در نسخهء اصل : سنتى . ( 2 ) - در نسخهء اصل : بركا ( به دو فتحه ) . ( 3 ) - در اصل : ابو سعيد بن . ( 4 ) - در اصل : بعلوى . ( 5 ) - از اينكه اينجا خلاصهء وقعهء شهر نسا را آورده است ( و در متن عربى فقط اشاره‌اى شده است ) معلوم مىشود كه مترجم باب 22 را عمدا حذف كرده بوده است .