شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

72

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

و ليكن عرصهء مملكت فراخ و كارها بسيار و بهم بسته و دشوار بود ، و بدين سبب اى بسا كه صاحب حاجت يكسالى و بيشتر بر درگاه او ميماند بىآنكه نيازش برآورده شود . حتّى آنكه سلطان خود از براى نشان كردن توقيعات مهرى « 1 » بفرمود ساختن به نشان خويش كه « اعتمادى على اللّه وحده » لفظ آن بود ، و دختر بزرگتر خويش خان سلطان را نايب خود كرد تا توقيعات را بدان مهر نشان گذارد ، زيرا كه توقيعات افزونى يافته بود و نشان كردن آنها مبلغى از وقت او را مىگرفت و از مهمّات ديگر بازداشته بود ؛ و در سالهاى اخير سلطنت جز بر توقيعى كه امر خطيرى را متضمّن بودى نشان نمىگذاشت . و از امارات جلالت قدر شهاب الدّين ابو سعد يكى آنكه : پيش ازو هرگاه از زبان پادشاهى - هر كه بود - بوساطت و پروانگى كسى توقيعى صادر شدى نام آن كس را پس از ذكر نام وزير در آخر عبارت توقيع بياورندى « 2 » ؛ و امّا شهاب الدّين در اين گونه توقيعات مذكور نمىشد ، و اين از براى تعظيم و بزرگ داشتن او بود تا نام او پس از نام وزير نيايد ؛ و در چنين مواقع مىنوشتند « بالأمر الأعلى أعلاه اللّه « 3 » و المثال العالى لا يزال عاليا « 4 » » و القاب وزير را همچنانكه سابقا گفتيم « 5 » مىآوردند ، آنگاه بر موجب رسالتى كه رسيده بود به إملا مىنوشتند . و شهاب الدّين در خوارزم در جامع شافعيان كتبخانه‌اى ايجاد كرد كه

--> ( 1 ) - ع : طابع . ( 2 ) - اين عبارت در متن عربى بسيار مبهم است . ( 3 ) - يعنى بفرمان سلطان . ( 4 ) - يعنى بدستور وزير . ( 5 ) - آنجا كه مصنف اصل اين رسم را ذكر كرده بوده است مترجم فصلى را حذف كرده ، در حاشيهء آن صفحه ( 47 ) توضيح داده شد .