شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

53

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

[ 16 ] ذكر تدبيرهاى خطا كه سلطان را افتاد در وقتى كه توجّه چنگز خان را بسوى خود شنيد * اوّل تدبير خطا آن بود كه چون اين خبر سخت بسمع او رسيد عزم كرد كه باروئى گرد سمرقند ، با آن بزرگى كه دارد ، كه دور آن گفته‌اند دوازده فرسنگ است ، برآرد ، بعد از ان آن بارو را بمردان كارزار مشحون گرداند ، تا ميان او و تاتار بمثابت سدّى باشد . پس عاملان را در اطراف ممالك پراگنده كرد ، و فرمود كه خراج يكسالهء سنهء خمس عشرة و ستّمائة را بتقدمه برسم عمارت سمرقند در تمامت ممالك جمع كنند . در اندك مدّتى جمع كردند و تاتار خود او را بدان نرسانيد كه بعضى از آن مال بعمارت بارو خرج كند . دوم آنكه بار ديگر بتمامت ممالك و شهرها فرستاد تا خراج رسوم از ان سنهء ستّ عشر در سنهء اربع عشر جمع كنند ، و تيراندازانى با برگ و آلت تمام بدان مال بگيرند ، و مردان جنگى هر جاى كه باشد آن قدر كه مال آن ولايت بدان وفا كند ، اگر مال بسيار باشد مردان بسيار گيرند و اگر اندك اندك ؛ و بايد كه هر يكى را شترى باشد كه برنشيند و زاد و سلاح او بردارد . در اندك زمان آن نيز ميسّر شد ، و از جملهء اطراف مملكت متوجّه مراكز رايات سلطان شدند ، چون سيل كه بنشيب آيد ، يا چون تير كه از قبضه و شست جهد . و تا [ در راه بودند ] خبر رسيد كه سلطان از كنار جيحون بىآنكه قتالى واقع شود روانه شده و رفته است ، و اگر چنان كه توقّف مىكرد تا اين جماعت با جمعيّت رسيدن ، انبوهى خواست شدن كه در هيچ عهدى نشان آن نداده‌اند . ليكن