شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

33

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

[ 11 ] ذكر امورى كه سلطان جهت حزم و ناموس سلطنت آن را بر قصد عراق تقديم كرده بود در قديم الزّمان عادت نوبت بر درگاه سلطنت پنج بود ، كه در اوقات صلوات خمسه مىزدند . در اين وقت آن نوبت را بفرزندان سلطنت كه شهرها و ولايات بديشان نامزد كرده بود باز گذاشت و جهت خود نوبت ذو القرنين كه در طرفى النّهار بوقت طلوع و غروب آفتاب زدندى اختيار كرد ، و جهت آن نوبت بيست و هفت دبدبهء زرّين مرصّع بانواع جواهر ثمين ترتيب داد ، و جملهء آلات آن را فرمود كه مرصّع كردند ، و در روز اوّل كه آن نوبت را خواستند زد بيست و هفت تن از ملوك كبار و پادشاهان نامدار اختيار كرد كه جهت تعظيم قدر و تفخيم امر بضرب دبادب در روزى سعد مختار مباشرت كنند ، از آن جمله يكى طغرل بن ارسلان سلجوقى بود ، و فرزندان غياث الدّين صاحب غور و غزنين و هند ، و ملك علاء الدّين صاحب باميان ، و ملك تاج الدّين صاحب بلخ ، و پسر او ملك الاعظم صاحب ترمد ، و ملك سنجر صاحب بخارا و امثال آن طايفه ، و عاقبت جهت تمامى عدد بيست و هفت به دو ملك ديگر حاجت بود ، ببرادرزادهء خود اوترخان و وزير الدّوله نظام الملك تمام كرد . ديگر آنكه چون عزم عراق كرد مىخواست كه ماوراء النّهر را از هر كه ضعفى در اعتقاد يا آتشى در تحت رماد داشت پاك كند . پس ملك تاج الدّين بلگا خان صاحب اترار را جهت اقامت به شهر نسا فرستاد ، و بلگا خان اوّل ملكست كه از ختائيان اعراض كرده * بسلطان ميل كرد . صاحب جمالى بود