شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

3

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

بسم اللّه الرّحمن الرحيم الحمد للّه ربّ العالمين ، و الصّلاة على خير خلقه محمّد و آله أجمعين . همى گويد مؤلّف اصل صدر سعيد شهاب الدّين محمّد خرندزى « 1 » رحمة اللّه عليه كه چون بر تركيب تواريخ كه مؤلّفان ماضى كرده‌اند وقوف حاصل شد ، و اخبارى كه ياد كرده‌اند از وقت انتشار اولاد آدم كه پدر بشر است الى عهدنا هذا در ضبط آمد « 2 » ، معلوم شد كه غايت هر مورّخى جز آن نبوده است كه آنچه متقدّمان گفته‌اند با اندكى تغيير تكرير مىكند ، و چون به زمان خود رسيد وقايع و حوادث را ببيانى شافى و تقريرى وافى ايراد مىگرداند و اشباع و اقناع واجب مىداند ، و شتّان ما بين الخبر و الخبر ، و أين العيان « 3 » من اقتفاء الأثر ، دير است تا كه گفتند « 4 » مردان كارديده * بسيار فرق باشد از گفته تا شنيده و كتاب كامل كه تأليف ابن الأثير است در اين شيوه بىنظير افتاده است ، بعموم متضمّن احاديث امم و بخصوص حاوى غرايب « 5 » عجم ، [ انصاف را درين محقّ بوده است كه تصنيف خويش را « كامل » ناميده است ، و همانا كه از تواريخ مدوّن بلسان آنان چيزى ] « 6 » به دو رسيده باشد ، چه اين همه اخبار كه وى ايراد

--> ( 1 ) - ع : محمد بن احمد بن على بن محمد المنشى النسوى . ( 2 ) - اصل : آمد و . ( 3 ) - اصل : الغبار . ( 4 ) - اصل : ديرست كى ؟ ؟ ؟ گفتند . ( 5 ) - اصل : عرايب . ( 6 ) - اين عبارت در نسخهء اصل ساقط است از متن عربى ترجمه و افزوده شد .