آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )
79
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )
چيزى كه بحصار شبيه باشد نيافتهاند و به يقين فكر ساختن يك عبادتگاه را ، در اين اردوگاهى كه يموتها آن را پايتخت خود قرار دادهاند ، بايد قدمى بسوى تمدن محسوب داشت . از چندى قبل هريك از اين همكيشهاى متقى به عهده گرفته بود تعداد معينى از آجرهاى زيباى مربعشكل را از قلاعى كه اسكندر ساخته بود برداشته براى بناء مسجد در محل ساختمان تحويل دهد و چون اين مصالح به اندازهء كافى حاضر گرديد يكى از تركمنها را بعنوان معمار انتخاب كردند . اين شخص براى كارهاى خصوصى خود چندينبار به هشترخان مسافرت نموده و معروف بود كه در امور ساختمانى تجربياتى دارد لذا كليهء كار ساختمان مسجد را به او محول كرده بودند . همين كه بوسيلهء قطبنما جهت مكه را دقيقا تعيين كرده به آنها نشان دادم فورا ، بدون كندن پى ، شروع بساختمان ديوارها كردند . اين تسامح گرچه براى استحكام بنا مفيد نبود ولى از جهات ديگر شايد قابل تحسين تلقى ميشد زيرا با اينكه استحكامى نداشت معذلك سرپا ايستاده اردوى روسها ميتوانستند دير يا زود آن را بعنوان مقدمهء سنگربندى مورد استفاده قرار دهند و به اين ترتيب نقشههاى وسيع فاتح مقدونى فائدهاش عايد يكنفر از خاندان رومانفها بشود . پس از يكهفته در گمشتپه در نتيجهء وجود حاميهائى كه شرح دادم عدهء زيادى آشنايان مختلف هم پيدا كردم . اين اشخاص باعث شدند من بتوانم بروابط اجتماعى و انشعابات مختلف و متعدد اين ايلات پى ببرم و تدريجا عقيدهء ثابتى راجعبنوع علاقه و منافع گوناگون و متضاد آنها پيدا كنم و اين كار آنقدرها هم كه در ابتدا تصور ميكردم مشكل نبود . هر اندازه هم احتياط ميكردم تا راجعبطريقهء زندگانى روزانهء آنها كمتر سؤال كنم و در خصوص فلان يا فلان موضوع مادى كمتر كنجكاوى بخرج دهم باز هم مخاطبين من با تعجب ميخواستند بدانند يكنفر درويش كه زندگانيش بايد كلا وقف امور مذهبى باشد چرا مداخله در كارهاى گذران اينجا مىكند . بررسى