آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )
50
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )
قشنگى بوجود آورده است . خود شهر سارى چندان زيبا نيست ولى بطوريكه به من گفتند يك مركز مهم تجارتى محسوب مىشود . در موقعى كه از بازار اين شهر كه آخرين سرزمين ايران است عبور ميكرديم براى آخرين دفعه مقدارى فحش نثار ما كردند و من ايندفعه ازين گستاخى حقيقة متأثر شدم و درعينحال پس از تفكر به اين نتيجه رسيدم كه حالت تهديدآميزى را كه داشتن چماق و شمشير به من داده بود از خود دور سازم و چندين صد نفر شيعه كه بازار را مسدود كرده بودند ، بى جهت تحريك ننمايم . در سارى در مدتى كه براى كرايه كردن اسب لازم بود مانديم و پس از طى يك روز راه به كنار دريا رسيديم زيرا جاده از ميان چندين باتلاق و بركه ميگذرد و عبور از آن با پاى پياده غيرممكن است . علاوه برين چندين راه مختلف ازين جا به درياى خزر ميرود يكى راه فرحآباد ( تركمنها پرباد ميگويند ) و ديگرى راه جز يا قرهتپه است ولى ما جاده اخير را انتخاب كرديم براى اينكه به سرزمين يك عده مهاجر سنى منتهى ميشد و مطمئن بوديم كه با روى گشاده از ما پذيرائى خواهند كرد زيرا در شهر سارى هم به چندين نفر از اين جمعيت برخورده و آنها را اشخاص نيكى تشخيص داده بوديم . قبل از آنكه عازم قرهتپه شويم دو روز استراحت كرديم و پس از نه ساعت راهپيمائى خستهكننده تازه هنگام شب به آن محل رسيديم اينجا منطقهايست كه بواسطهء قرب جوار تركمنها احساسات وحشتانگيزى در انسان توليد مىشود بوسيلهء قايقهائى كه مخصوص دزدى دريائى ساخته شده و در طول اين سواحل پنهان كردهاند دستجات مسلحى را پياده ميكنند كه شعاع عملشان به چندين فرسخ ميرسد و اسراء بيشمارى را هردفعه با خود ميآورند .