آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )
36
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )
نميكنند . در راه ديگر تركمنهاى يموت مسكن داشتند كه نسبتا مردمان با شرافت و مهماننوازى هستند ولى عيب اين راه آنست كه بايد به طول چهل منزل از وسط صحرائى عبور كرد كه حتى يك چشمهء آب آشاميدنى هم در آن پيدا نميشود و پس از تبادل نظر رؤساء ما راه دوم را انتخاب نمودند و اينطور استدلال ميكردند كه زدوخورد با فساد عناصر طبيعت آسانتر از جنگيدن با انسان است و چون ما در راه خدا قدم برميداريم اين خداى مهربان هرگز ما را ترك نخواهد كرد و براى اينكه به اين تصميم قطعى صحه گذارد حاجى بلال بدرگاه خداوند استغاثه ميكرد و در ضمن حرفهاى او ما همه سر بسوى آسمان بلند كرديم و وقتى كه مطلب او تمام شد هركدام ريش را در دست خود گرفته بلند گفتيم : آمين ! پس از ختم جلسه به من گفتند اگر مايلم با اين كاروان حركت كنم بايستى دو روز بعد صبح خيلى زود در همين محل حاضر باشم . بعد از آن بسفارت مراجعت كردم و در طى اين دو روز با نفس خويش بمبارزهء شديدى دست زدم و نميتوانستم خطراتى را كه در پيش داشتم بانتيجهء احتمالى مسافرتم مقايسه كنم . دلائلى را كه براى اين مسافرت خطرناك ميآوردم مورد آزمايش شديد قرار ميدادم و از موجه بودن يك چنين اقدام تهورآميزى مطمئن نبودم ولى چه كنم كه تحت تأثير چنان جذبهاى قرار گرفته بودم كه مجال تفكر را از من سلب كرده بود . دوستانم بيهوده سعى ميكردند مرا متقاعد كنند كه سرپوش مذهبى همقطاران جديدم فقط براى رد گم كردن و استتار فساد حقيقى اخلاقشان مىباشد و براى ترساندن من بيهوده سرنوشت غمانگيز « كونولى » « 1 » و « ستودارت » « 2 » و « مور كروفت » « 3 » را شرح ميدادند . و همچنين بلائى را كه اخيرا به سر « م . بلاك ويل » « 4 » آمده و بدست تركمنها اسير شده و براى بازخريد اسارت خود مبلغ ده هزار دوكا اجبارا پرداخته بود برايم تعريف ميكردند ولى من همهء اين وقايع
--> ( 1 ) - Conolly ( 2 ) - Stoddart ( 3 ) - Moorcroft ( 4 ) - M . Blocqueville