فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )

93

سه سال در دربار ايران ( فارسى )

جهات اجساد را براى دفن به آنجا روانه مىدارند و گاهى عدهء آنها به اندازه‌اى زياد است كه از آنها قافله‌اى تشكيل مىشود . البته محتاج به تذكر نيست كه خطر و مضرات اين چنين قافله‌اى كه بار آن نعش مرده و بر دوش هر باركش آن چند جسد باشد تا چه اندازه است . نزديك مهمانخانه مسجد جامع قزوين قرار دارد كه از بناهاى قديمى است . سردر خراب و دو منارهء بىسر آن از حالت زار داخل آن حكايت مىكند . پس از گذشتن از دو دالان تاريك و يك راهرو بىسقف به حياط بزرگى مىرسيم كه در اطراف درخت و در وسط حوضى جهت وضو گرفتن دارد . در چهارطرف حياط چهار رواق است با درگاه‌هايى هلالىشكل كه از پشت ديوارهاى حياط به تالارهايى راه دارند و تالار بزرگ‌تر جاى اداى نماز است . سقف‌ها و ديوارهاى فروريخته و رواق‌ها و نماها و مناره‌هاى بىكاشى و حوض خراب و آجرهاى شكسته يا پوشيده در زير علف و خزه همه نماينده‌ى كمال بىمواظبتى و بىاعتنايى نسبت به حال اين بناست . راه عالىقاپو خيابانى است كه در دو طرف آن چنارهاى زيبايى كاشته شده . اين بنا كه مقر حكمران است سردر مجللى دارد كه قراولان مسن در پيشگاه آن به حفاظت مأمورند . لباس اين قراولان نيز با سنين آنها بىتناسب نيست به اين معنى كه نيم‌تنهء خشنى آبىرنگ و نامرتب و شلوارى به همين رنگ با مغزىهاى قرمز بر تن داشتند كه رنگ آن پريده و آثار كهنگى از آنها ظاهر بود . تنها كلاه سياه كوتاه و استوانه‌اى شكل پوستى ايشان صاف و راست مىنمود و جلوى آنها را به نشانى از شير و خورشيد كه روى صفحه‌اى از مس قرار داشت زينت كرده بودند . تفنگ‌ها را به حال چاتمه گذاشته‌اند و اين قراولان بيچاره كنار ديوار نشسته چرت مىزنند يا به حالى خسته به عابرين مىنگرند ، بيشتر آنها كه در خواب رفته‌اند سر برهنه‌اند و البته اين وضع بر خلاف ميل عمومى ايرانيان است زيرا كه مؤمنين ايرانى هيچ وقت جلوى مردم كلاه خود را از سر برنمىدارند . كلاه اين سربازان بىآن‌كه خواسته باشند در حال چرت به زمين افتاده و سر ايشان كه به وضع عجيبى تراشيده شده آشكار شده است .