فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )
77
سه سال در دربار ايران ( فارسى )
طرز خرمن باددادن ايشان بسيار ساده و ابتدايى است به اين معنى كه گندمى را كه به طرز سادهتر از آنچه در آكتاى قفقاز ديده بوديم درو كردهاند در سبدهايى مىريزند و آن را تا حدى كه بتوانند بالا مىبرند و آرامآرام به زمين مىريزند به شكلى كه دانههاى سالم چون پرتر و سنگينترند مستقيما به زمين ريخته مىشوند ولى دانههاى پوسيده و كاه را باد به نسبت شدت به طرفى مىبرد . ديروز چون هوا آرام و بىباد بود گندم خوب و بدكاه همه با هم به زمين مىافتاد ، زنها غرغر مىكردند و باد را به يارى مىطلبيدند . امروز باد درخواست ايشان را اجابت كرده ليكن بدبختانه چنان به شدت مىوزد كه هم ما را به عذاب انداخته و هم شدت آن گندم خوب و بد و كاه همه را مىبرد . كوههاى طرف دست راست به تدريج به ما نزديك مىشوند و در قريهء آوينك كه ما در آنجا اردو زدهايم تقريبا به كوههاى سمت چپ اتصال پيدا كردهاند . اميرنظام بابت حق العلاج امروز شال بسيار اعلايى براى من فرستاده بود با نامهء ملاطفتآميزى و از اين كه به قول خود به صحبت من شفا يافته بود تشكر كرده . 2 اكتير - 6 صفر با اين كه ديروز از نزديك شدن كوهها در آوينك حدس مىزديم كه كوهستان تمام و جلگه شروع شده است امروز دانستيم كه چنين نيست . پس از گذشتن از دو دره و جلگهء وسيع هموارى به ميانه رسيديم كه غريبگز آن شهرتى بخصوص دارد . به علت وجود همين حيوان غربا از توقف يا سكونت در اين قصبه احتراز دارند ، ما هم به همين سبب از آنجا رد شديم و نيم فرسخ دور تر چادر زديم . از قصبهء ميانه كه بيرون آمديم با اسب و كالسكه از رودخانه گذشتيم ، در طرف چپ مشغول تهيهء ساختن پل درازى بودند كه البته چندان خوب نمىشد و استحكامى هم پيدا نمىكرد . براى اين كار چندين كوره جهت ساختن آجر و آهك زده بودند . به من گفتند كه چون ميانه از آبادى سابق افتاده و مردم آن فقير شده و تاب تحمل مخارج اين كار را ندارند شاه اين مخارج را از كيسهء خود مىپردازد ، البته عبور شاه از اين نواحى براى مردم متضمن منافعى است .