فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )

65

سه سال در دربار ايران ( فارسى )

همكاران من همين كه اسم مسهل را شنيدند هشتاد گرم روغن كرچك جهت شاه تجويز كردند ! خوشبختانه ما مدت‌هاست كه از زمان حاجى بابا دور شده‌ايم . اگر شاه دستور داده بود كه امتحانا به هر يك از وزراى خود همين مقدار روغن كرچك بخورانند از ايشان همان حالت مضحكى سر مىزد كه از گذشتگان ايشان بعد از خوردن حب كلمل سر زده بود . شب وحشت افزايش يافت و اسهال صورت خونى پيدا كرد و تب بالا رفت و نبض به 96 رسيد . اطرافيان به وحشت افتادند و اعتماد السلطنه كه جان شاه را در خطر مىديد داوطلب شد كه دستور العمل‌هاى مرا به شاه برساند . من به او گفتم كه شاه را وادار كند كه شالى از فلانل يا پشم بر كمر ببندند و به جاى مشروبات سردى كه به او مىدهند و من از آن اطلاع پيدا كرده بودم مقدارى چاى گرم مخلوط با كمى عرق يا كنياك به او بدهند و اگر به دستور من عمل شد فورا يك گرم سولفات دوكينين نيز به او خواهم داد . بعد از اين صحبت من به چادر امين السلطان رفتم ، تازه آنجا رسيده بودم كه سه طبيب همكارم وارد شدند و چون از اعتماد السلطنه دستورهاى مرا شنيده بودند و اسم كمر فلانل و چاى مخلوط با عرق و سولفات دوكينين به گوش ايشان خورده بود مثل اين كه مىخواهند از وقوع مخاطره‌اى جلوگيرى كنند آمده بودند كه صدر اعظم را به جلوگيرى از اجراى آنها وادارند و مىگفتند خوردن سولفات دوكينين به اصطلاح ايشان آتش معده را بالا مىبرد و بالنتيجه درجهء عطش مريض را زيادتر مىكند . در باب عرق و الكل هم از همين قبيل حرف‌ها زدند چنان كه فخر الاطبا با اطمينان تمامى مىگفت كه اين دو مشروب باعث بروز حصبه مىشود و قيافهء او مىفهماند كه تا چه درجه به اين بيان ايمان دارد . امين السلطان به توسط مترجم خود ميرزا نظام اين بيانات را به اطلاع من رساند و عقيدهء مرا در آن باب پرسيد . گفتم به هيچ‌وجه چنين نيست و سكوت من در اين مورد به علت تحيرى است كه از اين بيانات به من دست داده ، اگر آقاى فخر الاطبا واقعا معتقدند كه الكل توليد حصبه مىكند پس چرا بعد از اين همه گيلاس‌هاى كنياك كه من به ايشان خورانده‌ام تاكنون حصبه نگرفته‌اند .