فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )
62
سه سال در دربار ايران ( فارسى )
صورتى كه مظفر الدين ميرزا داراى گردنى كوتاه است و سر خود را معمولا به زير مىاندازد و به همين جهت خميده مىنمايد . گذشته از اين چشمان بيمار پسر به هيچوجه با نظر تيز و سركش پدر كه غالبا ملاطفتانگيز است هيچگونه شباهتى ندارد . در صورتى كه در باب درجهء هوش و استعداد وليعهد نظرها مختلف است در باب هوش تيز و استعداد فوق العادهء شاه كسى شك و شبهه ندارد . روز بيستم سپتامبر مطابق 25 محرم وقتى كه شاه از خواب برخاست خسته بود . همين كه من به حضور رفتم دست خود را پيش آورد ، ديدم كه نبض او آرام و ضعيف مىزند يعنى در هر ثانيهاى منتهى شصت و اشتها نيز ندارد . فخر الاطبا را به بالين شاه خواستند ، او با طمانيهء مخصوص با قدمهاى شمرده سر به پايين به حضور آمد و به زمين زانو زد و با دست چپ آرنج شاه را گرفت و با دست راست به امتحان نبض پرداخت . دو نفر ديگر كه من تا اين تاريخ آنها را نديده يا زياد ملتفت آنها نشده بودم پيش آمدند و همين امتحان را كردند سپس عقب عقب در حالى كه دست به سينه و در حال تعظيم بودند بيرون رفتند . به من گفتند اين دو نفر اطباء جديدى هستند كه از سرحد تا اينجا ملتزم ركاب شدهاند ، آن وقت فهميديم كه آنها را از همان موقع كه مىخواستند مرا در ولاديقفقاز از التزام ركاب شاه دور كنند براى خدمت احضار كرده بودند . از اين دو نفر يكى شيخ الاطباست كه اسمى بامسمى دارد و با اين كه ريش و موى خود را تازه رنگ بسته ليكن صورت پرچين او از پيريش حكايت مىكند و به هيئت كشيشى است ، ديگرى ميرزا زين العابدين است كه به آن پيرى نيست و محجوبتر مىنمايد . هر دو كلاهى بلند و نوك تيز بر سر و قباى سياه گشاد بلندى در بر دارند كه تا بند پاى ايشان كشيده شده اما بر قباى شيخ الاطبا كه آستينهاى گشادى با نوارهاى زردوز دارد مانند صور آسمانى گلهاى ستاره مانندى است و عجب اين است كه اين هيئت در نظرها چندان غرابت ندارد . اين سه نفر طبيب جدى مدتى با يكديگر آهسته صحبت كردند و نتيجهء مشاورهء خود را بدون اين كه من بفهمم چه گفتند و چه تصميمى گرفتند به عرض شاه رساندند و همه