فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )

51

سه سال در دربار ايران ( فارسى )

بار كردند . عقرب بزرگى در ميان دو جامه‌دان من كه آنها را روى يكديگر گذاشته بودم منزل گرفته بود ، من از دورهء جنگ‌هاى هرزه گووين به قيافهء اين حيوان آشنايى كامل داشتم ولى در اينجا علاوه بر عقرب رتيلاهاى عظيم الجثه ديده مىشود كه زخم آنها از زخم عقرب كم خطرتر نيست . يكى از آنها را كه در نزديكى يكى از چادرهاى مجاور كشته بودند به من نشان دادند به اندازهء پنج تا شش سانتىمتر بود . رتيلاهاى قره‌طاغ كه سرهنگ كلبارس « 1 » آنها را به مدد ميلهء آهنى كه گلوله‌اى از موم بر سر آن چسبانده بود از سوراخشان بيرون مىكشيد پيش اين رتيلاها در حكم عنكبوت‌هاى معمولى محسوب مىشوند . چادر و صندوق‌ها و بارها و جامه‌دان‌ها را هر كدام با طناب‌هاى درازى از پشم بز بر روى زين‌ها محكم بستند و شترها به وسيلهء افسارهايى كه سر هر يك از آنها به يكى از زين‌ها بسته بود مرتبط بودند . كاروان به راه افتاد و در هر منزل عين همين بارگيرى تكرار مىشد . ساعت نه حركت كرديم . شاه در كالسكه‌اى بود كه چهار اسب قوى آن را مىكشيدند . بر سر هر اسبى پرى قرمز نصب كرده بودند و دم اسب‌ها قرمز بود . پهلوى هر يك از اسب‌ها و نزديك دو در كالسكه شش جوان نيزه به‌دست با كلاه‌هاى عجيبى حركت مىكردند ، اين جماعت را شاطر مىگويند . اين شاطرها جوراب‌هاى بلند سفيد و شلوار تيره رنگ كوتاه در پا دارند ، قبايشان گشاد و از ماهوت سبز است و نوارهاى سفيد بر آن دوخته شده و كمر چرمى قلابدارى دارند كه در نقره گرفته شده . كلاهشان شب كلاه بلندى است شبيه به كلاه پاسبانان كه روى آن نوارها و قلابدوزىهايى از نقره كشيده‌اند و منگوله‌هاى سفيد و قرمز و سبز در بالاى آن آويزان است و چون در دو جانب پهن است براى كسانى كه بايد بدوند مناسب‌تر به نظر مىآيد و مىگويند كه استعمال آن بسيار قديمى است . اگر چه يك عده از همراهان بر كالسكه‌ها سوارند ليكن بيشتر جمعيت اسب در زير پا دارند . جمعيت به اين ترتيب با اثاثه و بنهء اردو كه خيلى عقب‌تر در راهند حركت مىكنند ،

--> ( 1 ) . Colonel KauIbars