فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )
49
سه سال در دربار ايران ( فارسى )
حكم شهر متحركى است كه براى نقل و انتقال آن به همين عده اسب و استر و شتر به كار برده مىشود . پوش مخصوص سلطنتى از ساير چادرها به رنگ قرمز خود كه علامت اقتدار به شمار مىرود و بزرگى آن ممتاز است به علاوه در دورادور آن چادرهاى مثلثى شكل بلند كه به يكديگر مرتبطاند زده و به اين وسيله پوش سلطنتى را از ساير چادرها مجزا ساختهاند . بر روى هر يك از چادرهاى قرمز رنگ مثلث شكل يك قطعه پارچهء سفيد از بالا به پايين دوخته شده كه مدخل چادر را مىنماياند و در داخل هر كدام از آنها گلدان گلى گذاشتهاند . ساير چادرها كه رنگ آنها سفيد است و بعضى بزرگتر و برخى كوچكترند بدون ترتيب هر كدام را به ميل صاحب آن در وسط دشت و سبزه زارها زدهاند فقط چادر امين السلطان صدر اعظم از ساير چادرها به پوش سلطنتى نزديكتر بود و اگر چه از جهت اهميت دوم چادر محسوب مىشود ليكن رنگ آن سفيد است . چادرهاى متعلق به وليعهد و همراهان او در محلى مخصوص برپا شده ولى از پوش سلطنتى زياد فاصله ندارند . آخورها را قدرى دور تر زدهاند فقط هركس مركوب مخصوص خود را نزديك خود نگاهداشته ، اسبهاى نوكران و خدمه نيز كه بايد هرآن لازم باشد سوار شوند نيز نزديك چادرها بسته شده . پس از آن كه مرا به چادر مخصوص خودم بردند ديدم اثاثهء سفرم كه از پاريس تا اينجا از آنها خبرى نداشتم و فقط در تفليس يك لحظه آنها را ديده بودم همه در اينجاست و از اين بابت تعجبى مسرتانگيز به من دست داد . اين چادر چهارگوش و نسبتا بزرگ و قسمت خارجى آن سفيد رنگ بود ، قسمت داخلى را از پنبهء لطيف بافته و بر روى آن اشكال مختلف گل و بوته نقش كرده و نمد ضخيمى بر روى زمين افكندهاند . اثاثهء چادر چندان تفصيلى ندارد يعنى غير از يك دست رختخواب چيز ديگرى در آنجا نيست . خوشبختانه من در جزو لوازم سفر ميزى با دو صندلى داشتم كه در سفرهاى