فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )

44

سه سال در دربار ايران ( فارسى )

در خزانهء كليسا را به روى شاه باز كردند اشياء نفيسى كه در آنجا ديديم عبارت بود از مسكوكات قديمه انفيه‌دان و شيرينىخورى و دو عدد ساعت كه يكى ميناكارى شده و متعلق به قرن هيجدهم ميلادى ، چند عدد فرش گوبلن قاب كرده كه بر روى آنها صورت حضرت مريم و بچگى حضرت عيسى و حضرت يحيى را بافته بودند ، و انواع لباس و متعلقات زندگانى كشيشى مزين به جواهرات قيمتى و اشياء مقدسه كه ساخت و قيمت آنها حيرت افزا محسوب مىشد . درميان اين اشياء كه كليساى اچميازين به تملك آنها فخر مىفروشد و از اين حيث با روم و ساير بلاد همچشمى مىكند پيكانى است كه با آن دندهء حضرت مسيح را شكافته‌اند ديگر قسمتى است از كشتى نوح و يك دست گريگوريوس قديس . قسمت‌هاى ديگر كليسا چيز جالب توجهى نداشت جز كتابخانهء آن كه پر از نسخ نادرهء قديمى است . اعليحضرت شاه با خليفه از قسمت خزانه بيرون آمد و به اطاق پذيرايى كه ميز غذا در آنجا مهيا شده بود رفتيم . بطرىهاى رنگارنگ شراب را كه هر كدام متعلق به محلى مخصوص بود روى ميزها چيده بودند . شايد اسباب اين كار از طرف كشيشان عمدا براى وسوسه انداختن در خاطر مهمانان مسلمان چيده شده بود ، به هر حال من يقين دارم كه اگر اين سفرهء هميشگى كشيشان باشد ايشان همه وقت از دغدغهء خاطر و هم‌وغم آسوده‌اند . غذا را به عجله خورديم زيرا كه ساعت دو نزديك بود و ما بايد در سر اين ساعت به ايروان برگرديم . از همان راهى كه رفته بوديم در حدود ساعت چهار به ايروان مراجعت نموديم و پيش از آن كه تاريكى همه جا را فرا بگيرد وقت داشتيم كه چيزهاى ديدنى شهر را به خوبى ببينيم . ابتدا مقابل قصر سرداران كه مقر حكمرانان ايرانى اين شهر در سابق بود ايستاديم . يادگار دورهء تسلط ايرانيان بر قفقازيه در همه‌جا نمايان است و اين قصر با اين كه امروز ويران افتاده يكى از زيباترين نمونه‌هاى آن به شمار مىرود . تالار آن كه با كاشىهاى مينايى و به رنگ آبى روشنى مزين شده و درهاى بزرگ و