فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )

38

سه سال در دربار ايران ( فارسى )

در قهوه‌خانه ايستگاه چاشت را صرف كرديم و شاهزادهء حكمران در آنجا از اعليحضرت اجازهء مرخصى گرفت و ما بر كالسكه‌هاى خود سوار شده جهت جنوب را پيش گرفتيم و آخرين ايستگاه راه آهن قفقاز را بدين ترتيب ترك گفتيم . اسب‌ها و كالسكه‌ها همان‌ها بود كه با آنها از سلسلهء جبال قفقاز گذشته بوديم . رياست اين قافلهء پشتى را يك تن ايرانى زيرك در عهده داشت . پس از آن كه جلگهء شط كورا را وداع گفتيم به درهء تنگى وارد شديم كه سراسر آن مسير نهر اكستافاست . آفتاب مثل ايامى كه به تفليس نرسيده بوديم به حدت مىتابيد و رودخانه مقدارى درخت‌هايى را كه از ريشه كنده بود با خود مىبرد . راه از سرزمينى مىگذرد كه در قسمت اول كم‌وبيش پست و بلند است و جز چنارهاى بلندى كه در اطراف مناظر كاشته‌اند گياهى ندارد اما كمى كه طى طريق كرديم بر ارتفاع قلل افزوده و اراضى پر جنگل نمايان شد . بعد از آن كه از آبادى اوزون‌تالا گذشتيم ديديم كه عدد آبادىها افزايش مىيابد ، مناظر اطراف مشرف بر دره عميقى است كه كوه‌هاى جنگل‌دار بر آن محاطند و از آنها سيلاب‌هاى خروشانى با آبى صاف به آكستافا مىريزد . راه در حاشيهء كوه قرار دارد و درهء مجاور بسيار زيباست ليكن به علت سرعت حركت و رسيدن به دليجان براى ما مجال آن كه از زيبايى آن تمتعى ببريم فراهم نشد . از ساعت ده صبح تا پنج بعد از ظهر 75 ورست راه رفته و سه بار اسب عوض كرده بوديم و در اين مدت فقط از ظهر تا ساعت يك براى صرف نهار در زير چادرهاى مخصوص كه در كنار رودخانه زده بودند توقف كرده بوديم . 10 سپتامبر - 14 محرم دليجان يا دلىچاى ( رودخانه ديوانه ) آبادى كوچكى است بر كنار نهر آكستافا كه منظره‌اى دلنشين دارد و در آنجا ساخلويى است . اعليحضرت همايونى در اقامتگاه حكمران كه منزلى بالنسبه آراسته است منزل كردند . راهى كه امروز در پيش داريم دراز است به طول 102 ورست ، به همين علت از ساعت هشت صبح بر كالسكه سوار شديم . در 11 ورست اول همه جا جنگل بود و