فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )

35

سه سال در دربار ايران ( فارسى )

را زراعت كرده‌اند ، آبادىها مثل سابق داراى بام‌هاى مسطح است اما شمارهء آنها بيشتر است ، يك ورست ديگر كه رفتيم در دهكدهء « پسناور « 1 » » اول منزل امروز بار انداختيم . در عوض طبيعت با عظمت و سراسر شگفتى كه روز پيش ديده بوديم مناظر امروزى اگر چه كم شكوه‌تر است ليكن لطف و موزونيت در آنها غلبه دارد و اراضى آنها را از هر طرف با گاوآهن شيار مىكنند و من گاوآهنى را ديدم كه به هفت گاو بسته بودند . شمارهء آبادىها ساعت به ساعت بيشتر مىشود و بعضى از بام‌هاى كاهگلى از بام‌هاى ديگر نمايان‌ترند و در ميان آنها كليسايى است به شكل قلعه با ديوارهاى دندانه‌دار و برج كه يادگار ايام كشمكش‌هاى مذهبى است . هنوز چندان از آبادى آنانور « 2 » دور نشده بوديم كه بعد از طى پنج شش ورست راه و چند دقيقه مدت از ارتفاع 800 متر به هزار مترى رسيديم و از پلى عبور كرديم كه اطراف آن منظرهء بسيار باشكوهى داشت سپس از 1000 مترى به نقطه‌اى به ارتفاع 750 متر پايين آمديم و به جلگه‌اى رسيديم كه جمعيت بسيار داشت و در دورادور منازل آن مو كاشته بودند . در نزديكى محلى به نام « دوشت « 3 » » كه ساخلويى نظامى داشت و به همين جهت مهم محسوب مىشد اسب‌ها را عوض كرديم و راه خود را كه به سرعت رو به شيب مىرفت پيش گرفتيم و در دره‌اى افتاديم كه تقريبا هيچ جمعيتى نداشت و مستور از علف‌هاى هرزه بود و كمتر مزرعهء شخم زده‌اى در آن ديده مىشد . نزديك به ساعت پنج از نزديكى خرابه‌هاى قلعهء مستحكمى گذشتيم بعد از ميان خندقى كه در اطراف آن سنگ‌هاى جسيم قبور پراكنده از يكديگر قرار داشت عبور كرديم و معلوم شد كه اينجا قبرستان قديمى پايتخت سابق گرجستان بوده . بعد از گذشتن از خرابه‌هاى اين شهر قديمى به ملتقاى دو نهر آراگوا و كورا يعنى به دهكدهء كوچك « متسخت « 4 » » آمديم . اين دهكده كه در ميان خرابه‌ها واقع است از شكوه و جلال سابق آن اثرى جز يك كليسا باقى نيست . اين كليسا هم مستحكم است و در زير ناقوس مخروطى شكل آن پادشاهانى كه دورهء رونق اين كليسا را ديده بودند در خواب ابدى آرميده‌اند .

--> ( 1 ) . Pasanaour ( 2 ) . Ananour ( 3 ) . Douchet ( 4 ) . MtsKhet