شمس الدين رشديه

90

سوانح عمر ( فارسى )

سواد عريضه اجزاى مكتب عموم اجزاى مكتب رشديه خدمت مدير محترم اداره فيض ملت‌پرور خود عرضه ميدارند ، كه آن جناب بمقتضاى مديريت خود بر هر يكى از معلمان و حواشى خدمتگذاران خدمتى معين فرموده است ، كه اگر در اداى آن خدمت تهاون و تكاسل روا دارند هرآينه در معرض خطاب آيند و محل عتاب افتند ؛ مگر خودشانرا كه حدى محدود و تكليفى معين تشخيص نداده‌اند ، كه آحاد اعضا را سرمشق مراقبت و دستور مواظبت داده باشند . علاوه‌براين ، در اجراى قواعد تساوى كه اول وسيله دوام و ترقى اداره مكتب است ، بعضى از اعضاء را حرفى و سخنى هست كه از ابراز آن منفعلند . پس بالتمام و الاجماع مستدعى و متمنى هستند كه در اين باب وثيقه‌يى مرقوم فرموده ، بطبع رسانيده بجاى سند بما بدهند ، كه ميزان مراقبت افراد اجزاى مكتب بعينها مراقبت شخص مدير بر ايفاى عهود خود باشد . معلوم است كه محض ابقاء و استحكام اساس مكتب ، از نوشتن چنين وثيقه مضايقه نخواهد رفت . صاحبان امضاء ، خدام ملت جامعه اعضاى مكتب رشديه تهران . بسم اللّه الرحمن الرحيم معاهده‌ئيست فيما بين من و اجزاى مكتب رشديه كه بحول و قوه الهى انجام دقايق آن را متعهد ميشوم . اقل خلق الله مدير مكتب حاج ميرزا حسن تبريزى ، اول مؤسس مدارس جديده در ايران در سال 1300 : 1 - منكه مدير مكتب هستم و احياى معارف را متعهدم ، بايد نظامنامه مبسوطى بنويسم و قانون را روح حيات هر هيئت دانسته قوانين محكمه و تنظيمات مستحكمه را در آن نظامنامه درج كنم . و عقلاى اداره و امناى عالم و متدين را دعوت نموده ، محقل ساخته در جرح و تعديل هر فصلى از فصول آن مذاكره نمايم ، و براى تحميل بواطن افكار مصلحين ، صندوق محكم و محفوظى معين دارم ، كه هركس از اعلان و اعلام راى خود در جزئيات و كليات فصول عذرى و انفعالى دارد ، محرمانه بنويسد با امضاء و بىامضاء به همان صندوق بيندازد ، كه خود برداشته بعد از امعان نظر ، منافع و مضار آنها را فهميده بمجلس اعضاء اظهار نموده ، علت رد و قبول آنها را سنجيده آنچه خلاصه آرا است قيد نظامنامه نمايم . و اجراى جزئيات و كليات فصول آن را فرض ذمه خود دانسته ، بيش از افراد اعضاء و اجزاى مكتب خود مجد بر اعمال آن باشم . و اگر اندك خللى از شخص من و از افعال و اطوار من بر نظامنامه برسد ، عيد بزرگ اعضاى اداره همان باشد كه ازدحام عمومى نموده ، مرا قطعه قطعه نمايند ، و ماده حيات خود را كه جوهر لطيف قانونست ، قدرت و قوت ابدى افراغ نمايند . 2 - منكه مدير مكتب هستم ، بايد در اخذ وجه اعانه عادل باشم ، از اغنيا زياد بگيرم و از ضعفا كمتر بخواهم ، و اطفال فقرا را مجانا بپذيرم ، و ما امكن نفقه و معاش آنها را هم بدهم و تربيتشان كنم . و همه ساله صورت دخل و خرج اداره را معلوم عامه