شمس الدين رشديه
58
سوانح عمر ( فارسى )
خياليم و فلك در چه خيال است . صبح اول وقت موقر الدوله خود را به رشديه رسانده ، جريانرا اطلاع داده آمادگى خود را براى هرگونه كمك اظهار ميدارد . رشديه ميگويد ، « منتظر شما بودم عريضهيى دارم كه بايد با عليحضرت برسانيد . » موقر الدوله پرسيد ، « از كجا خبر شديد ؟ گفت رفيق فداكار و وفادارمان خبر داد . » گفت ، « مختار السلطنه ؟ » رشديه گفت ، « بلى » . نامه را گرفت . در پاكت باز بود پرسيد ، « اجازه ميدهيد بخوانم ؟ » رشديه گفت ، « به همين جهت هنوز در پاكت را نبستهام » . نامه به اين مضمون بود : « آستان فلك پاسبان خدايگان ايران و پناه ايرانيان ، اعليحضرت قدر قدرت همايون شاهنشاهى ! بشرف عرض آستان مبارك مىرساند ، مدرسه رشديه كه از مآثر ميمنت اشتمال همايون شاهنشاهى ارواحنا فداه و در تحت توجهات عظماى پادشاهى تربيتگاه يكعده ايتام است ، امتحانات ساليانه خود را بپايان رسانده جوائزى هم جهت شاگردان معين كرده است . چون خاطر خطير ملوكانه همواره رضايت فقيران و دلجوئى يتيمان متعلق است ، آرزوى همه خدمتگذاران چنانست كه جوائز مستقيما بدست مبارك آن پدر تاجدار ارواحنا فداه ، اعطاء گردد . ولى هنوز ايرانيرا پاى تمنا بدان پايه نرسيده است كه از آستان قدس شاهنشاهى ، چنين استدعائى كند . با عرض آستانبوسى ، استدعاى آن دارد كه امر مطاع متبع بجناب اشرف صدر اعظم شرف صدور يابد ، كه از جانب سنى الجوانب اعليپضرت همايون شاهنشاهى ، بمدرسه تشريف آورده در يتيمنوازى بئس البدل ذات شاهانه قرار گيرند . » شاه نامه را خوانده چنين موشح فرمود : « جناب اشرف صدر اعظم ! علاقه ما را بمحبت بر فقرا و ايتام ميدانيد ، لازم بود خودما توفيق اين ثواب يابيم . حالا كه ما را اين مجال نيست ، چنان كه مدير رشديه تقاضا كرده است ، از جانب ما بمدرسه برويد و جوائز شاگردانرا بدست خودتان بدهيد ، و يتيمان را بسيار محبت كنيد . » نامه را موقر الدوله به رشديه و رشديه به اتابك مىرساند . اتابك براى فرار از اجراى امر پادشاه نامه را پيش نير الملك وزير علوم ، كه رئيس تشريفات سلطنتى هم بود ميفرستد و پيغام ميدهد ، « هر وقتى را كه مقتضى ميدانيد معين كنيد تا بمدرسه برويم . » و با تلفن خبر داد كه از سر باز كنيد . نير الملك جواب ميدهد ، « چون دوازده روز بيشتر بعيد نوروز نداريم ، و براى هر روز هم كارى معين شده است ، مستدعى است اين كار را به بعد از عيد محول فرمائيد . » اتابك عين نامه نير الملك را براى رشديه ميفرستد . رشديه ميدانست كه از اين دفع الوقت اثر شومى حادث خواهد شد ، و قطعا مدرسه منحل و خودش هم تبعيد خواهد گشت . عريضه ديگرى به اين مضمون بمقام سلطنت تقديم مىكند : « بشرف عرض خاكپاى جواهرآساى همايونى مىرساند :