شمس الدين رشديه
53
سوانح عمر ( فارسى )
- مدرسه افتتاحيه شعبان 1316 مفتاح الملك - مدرسه مظفريه حاج شيخ مهدى كاشانى . - مدرسه خيريه براى ايتام سردار مكرم تحت نظارت حاج شيخ هادى . - مدرسه دانش محرم 1317 ارفع الدوله . - مدرسه سادات محرم 1317 - مدرسه ادب محرم 1317 در اواخر سال 1317 مدرسه اسلام برياست ، آقا سيد محمد طباطبائى از امناى مدرسه رشديه . گفتم اعضاى انجمن نسبت برشديه راه بىلطفى ميرفتند . حقوق و اعانه دولتى مدرسه رشديه را بريدند ، و وسائلى هم برانگيختند كه سالى هفتصد تومان حقوق رشديه را كه از اداره تذكره پرداخته مىشود ، قطع شد . كار باينجا تمام نشد . بزرگان و اعيان كه فرزندانشان در مدرسه رشديه بودند ، از ترس اينكه مبادا از بودن فرزندشان در اين مدرسه بمخالفت با اتابك متهم شوند ، اطفال خود را از اين مدرسه درآوردند ، و مدرسه تقولق شد . از طرفى هم جنايتهاى اتابك و هم فشار روس براى وصول چهارده كرور طلب خود از ايران كه باقدامات مهمى دست زده ، گمركات شمال را در اختيار داشتند ، وطن - پرستان را سخت پريشان ساخته بود . رشديه هم نميتوانست ساكت بنشيند . دست به كار انتشار شبنامه شد . و از هر نشريه شمارهيى بوسيله موقر الدوله كه باجناق محسن خان معين الملك ، پسر امين الدوله و خود داماد مظفر الدين شاه بود ، به پنهانى روى ميز تحرير شاه گذاشته ميشد ، و شاه از جريانات و جنايت اتابك باخبر ميگشت . روزى از روزها موقر الدوله شبنامه را همراه برده بود كه روى ميز بگذارد . اطاق خالى بود شبنامه را روى ميز گذاشت غافل از اينكه شاه در اطاق آخر نشسته ، در آئينه ديوارى موقر الدوله را ديد كه چيزى روى ميز گذاشت و رفت . پس از رفتن موقر الدوله ، به اين اطاق آمده شبنامه را روى ميز مىبيند . اين خبر بوسيله جاسوسان اتابك كه حتى در بيرونى شاه هم بودند ، به گوش اتابك ميرسد . چون ميدانست موقر الدوله با رشديه بسيار صميمى است ، شستش خبردار مىشود كه اينهمه آتش از اجاق ، يا بقول وطنپرستان ، اينهمه گلها از آن گلستانست . بدبختى هر جامعه وقتى شروع مىشود كه خيانتپيشگان ، گلهاى اجتماع را در نظر جامعه خار معرفى كنند . اين كوتهنظران خيال ميكنند كه جامعه فريب پشتهم اندازيهاى اين ناصالحان را مىخورد ، و گلها را خار مىپندارد . بايد به اين ناصالحان گفت ، بالفرض گل را خار جلوه داديد و سندهاى پابمهر آورديد كه اينها خارند ، عطر دلاويزشان را چه ميكنيد ؟ اتابكيهاى خائن چرا بدامن خود و اربابشان نمينگرند كه خارهاى بيشمارى به آنها خليده ، كوس رسوائيشان را بر سر بازار زدهاند و ميزنند ، چرا فكر ميكنند كه تعريف امين الدوله در غياب وى هم ، كه همه دستها از او كوتاه و دست او هم از همهجا كوتاه است ، نقل مجلسها است ، و خيانت اتابك هم موضوع صحبت محفلها . باز حاشيه