شمس الدين رشديه
46
سوانح عمر ( فارسى )
آن پول را بدستور اتابك به تصرف گرفته صرف پنج مدرسه كردند ، كه بهمت بعضى از امناى مدرسه رشديه تاسيس شده بود ؛ كه عبارت بودند از : مدرسه علميه - ابتدائيه - شرف - افتتاحيه - مظفريه . اعضاى انجمن معارف براى اينكه هر شش مدرسه بيك ترتيب باشند ، به رشديه ابلاغ كردند ناهار مدرسه موقوف شود . قبول و اجراى اين دستور براى رشديه از دو نظر مشكل بود . اول اينكه پول ناهار بچهها را سه ماه به سه ماه پيش ميگرفتند ، و قسمت مهمى از آن صرف ناهار شده بود . دوم اينكه اطفال فقرا در پرتو محبت اعيانزادگان ناهار مرتبى داشتند ، و موقوف كردن آن بسيار مشكل و ناروا بود . ازاينرو با اين پيشنهاد و دستور انجمن نتوانست موافقت كند . اعضاى انجمن مخالفت رشديه را با دستور انجمن معارف ، مخالفت با فرمان دولت يا مخالفت باراى اتابك تعبير كرده ، از هيچگونه سعايت و تهمت و افترا خوددارى نداشتند . رشديه سخت امين الدولهيى معروف شد . اعيان و اشراف از ترس اتابك و از ترس اينكه زندگيشان تباه نشود ، فرزندان خود را از اين مدرسه بيرون آوردند ، و اين مدرسه ماند با پنجاه طفل فقير كه بكفالت امين الدوله بمدرسه سپرده شده بودند . و قريب بيست نفر هم فقير بىبضاعت كه مدرسه پذيرفته بود ، و بيست و چند نفر هم از متوسطين كه حقوق ميدادند و درس ميخواندند ، و اسمشان در هيچ دفترى نبود . بودجه مدرسه كمك مستمر امين الدوله و شهريه اين بيست و چند نفر بود . به پيشنهاد انجمن معارف ، اتابك از شاه بامين الدوله دستخطى صادر كرد ، كه آنچه بمدرسه رشديه ميدهد بوسيله انجمن معارف بدهد ؛ زيرا كه مفتاح الملك و ممتحن الدوله خوب ميدانستند كه اگر كمك امين الدوله قطع شود مدرسه رشديه تعطيل مىشود . در هر صورت نامه امين الدوله مربوط به اين موضوع توسط انجمن معارف به رشديه رسيد . رشديه به خط جلى در حاشيه نامه مينويسد : « نه شير شتر نه ديدار عرب » . و نامه را برميگرداند . درآمد مدرسه از هرجهت كه مازاد مصارف بود ، پيش مرتضوى صراف درجه اول آنزمان جمع ميشد ، و مبلغ متنابهى شده بود . در اين ايام ، بتدريج به مصرف رسيد و هزار و سيصد و چند تومان هم رشديه به مرتضوى مقروض شده بود . انجمن معارف ورشكستگى رشديه را به مرتضوى اعلان كرد و بوسيله يا اشاره مقامات متنفذ ، وادار كردند كه مرتضوى نامهيى برشديه نوشت كه هزار و سيصد و چند تومان بدهكاريد ، و ديگر حواله ندهيد ، و قرض خود را هم هرچه زودتر بپردازيد . رشديه سند بدهى خود را به مبلغ نامبرده براى مرتضوى فرستاد . آن ناپاكان همه درها را بستند ، غافل از اينكه در رحمت پروردگار هميشه باز است . اين بىلطفان درنيافتند آنكه راه خدا رود درمانده نشود . از آنجا كه سهام جاريه در شهر بوسايطى به اطلاع حاج شيخ هادى نجم آبادى ، كه حامى تربيت جديد ، و از هواخواهان و كمك فرمايان خاص رشديه بود ، رسيد و اطلاع پيدا كرد كه انجمن معارف مرتضوى را او داشتهاند كه حواله رشديه را نپردازد و طلبش را هم مطالبه كند . توسط مشهدى كاظم امنيه ، كه از محترمين تبريزيان و با مرتضوى بسيار رايگان ، و از اصحاب موتمن حاج شيخ بود ، به مرتضوى سفارش ميدهد كه قرض رشديه را با وصيت حاج سيد مرتضى