شمس الدين رشديه

144

سوانح عمر ( فارسى )

اينجا يك نكته‌ئيست كه نبايد از نظر دور داريم . مشروطيت ايران نتيجه مبارزه دو همسايه شمالى و جنوبى بود ، و همسايه جنوبى با تدبير و سياست منطقى صحيح ، نقشه‌يى طرح كرده بوسيله عاملينى كه از طبقه علما ، بازاريان ، وزرا ، اعيان بدست آورده بود ، بموقع اجرا گذاشته نتيجه مثبت هم گرفت . فراموش نكنيم كه اقدام‌كنندگان براى استقرار مشروطيت از هر طبقه دو دسته بودند . يكدسته افراديكه جزو برنامه بوده ماموريت مسلم و معينى داشتند . عده اينان چندان زياد نبود و در حقيقت كارگردانان و راهنمايان بودند . دسته دوم از هر طبقه افرادى بودند كه محض براى آزادى ، و براى خلاص شدن از فشارهاى بيحساب عمال استبداد كوشيدند ، و حتى برخى جان خود را در اين راه گذاشتند . چون جزو برنامه نبودند اسمشان در هيچ دفترى نبود ، و عده اين افراد بسيار زياد و در حقيقت اكثريت ملت را تشخيص ميدادند . حضرات نامبرده و تعليم‌يافته بالا ، از اقدامات و جانبازيهاى اينان بهره‌بردارى كرده از كوچكترين و كمترين تشبث اينان استفاده ميكردند ، و اين جماعت در خاتمه عمل تهيدست و خارج از دائره ميمانند . ولى مامورينى كه جزو برنامه‌اند تا هستند بر سر كارند ! ! قيام و حركت سپهدار كه بوسيله رشديه بوجود آمد ، مورد توجه و استفاده كامل آنان قرار گرفت ، و در حقيقت آنان از موقعيت و جريانات حادثه حداكثر استفاده را كرده برنامه‌يرا كه در نظر داشتند بوسيله اين نيك‌انديشان خارج از برنامه عملى كردند ، و صددرصد نتيجه مثبت گرفتند ، ولى چون رشديه جزو برنامه نبود و نميتوانست باشد ، از اينرو پس از نتيجه‌گيرى كامل از عمليات ، كسى او را نشناخت . بكرسى فقرش نشاندند و بعسرت قديمش درسپردند . ولى آنان كه جزو برنامه بودند برحسب اختلاف مراتب ، برخى تا آخر اجراى برنامه معينه و برخى تا آخر عمر و برخى پس از مرگ هم استفاده ميكنند . بمعنى مقام و منصبى كه بدوران حيات خود داشته‌اند ، پس از آنان تسليم فرزندانشان ميگردد ! ! از اين مبحث بگذريم . خداوند همه خدمتگذارانرا كه در راه آزادى و استقرار مشروطيت شركت كرده‌اند پاداش بزرگى بخشد ، و شهيدان اين راه را از هر طبقه در بهشت اعلاى خود منزل و ماوى دهد . شادروان ملك الشعرا ، كه تاريخچه احزاب سياسى را مينوشت ، در تغيير برنامه سپهدار در حيرت كامل مانده بود ، كه چگونه وى كه مامور بردن شاهسونها به تبريز به كمك عين الدوله بود تغيير خط سير داده ، برنامه‌اش عوض شد . وقتى از جريان مسافرت غير مترقبه رشديه ، و اقدامات گرانقدر او در اين سفر و ايجاد تحول در سپهدار آگاه شد ، فرمود مرا از حيرت چندين ساله خلاص كرديد و از اين اطلاع يافتن بسيار خوشحال بود . رفيق پدرم مجد الاسلام كه از كلات برگشت ، چون جزو برنامه نبود ، ببازيش نگرفتند . روزنامه « نداى وطن » مينوشت و علاوه بر آن بانتشار روزنامه « الجمال » و