شمس الدين رشديه
141
سوانح عمر ( فارسى )
وطنپرست . شواهد فراوان هم دارم . » رشديه پرسيد ، « نسبت بخودتان چطور تشخيص دادهايد ؟ » سپهدار گفت ، « اگرچه باهم تماس ادارى و خدمتى نداشتهايم ، ولى از شما نسبت به خود جز صفا و صميميت نديدهام . و البته خيرخواه من بودهايد . بطور كلى اينرا قبول دارم كه از شما به من ضررى نرسيده و از معاشرت و آشنائى شما نهتنها ضرر نديدهام ، بلكه استفاده كرده لذت روحى هم بردهام . » رشديه گفت ، « اشهد بالله حالا هم اداى حق دوستى و وظيفه دوستپرورى و رفيق نوازى خود را در نظر گرفته ، به اين ملاقات شما شتافتهام . » رشديه گفت ، جنابعالى ماموريت داريد كه شاهسون را با كمك عين الدوله برانگيزند . و نيروى كاملى از آنان به كمك عين الدوله به تبريز فرستيد اينطور است ؟ » سپهدار گفت ، « بلى تصميم همين است » . رشديه گفت ، « سئوالى دارم اگر بكمك شما و اجراى اين تصميم قواى دولتى فاتح شدند فتح بنام كيست ؟ » گفت ، « عين الدوله . » رشديه گفت ، « عين الدوله اگر فاتح نشود ، براى مغلوبيت خود چه عذرى خواهد آورد ؟ » سپهدار بفكر فرورفت . رشديه گفت ، « چرا فكر ميكنيد ؟ اجازه بدهيد جوابيرا كه عين الدوله خواهد گفت من عرض كنم » فرمود ، « بگو » . رشديه گفت ، « عين الدوله خواهد گفت اعزام افراد شاهسون آنطور كه دستور داده شده بود و لازم بود انجام نشد ، و باعث شكست دولت گرديد . » سپهدار چشمانش درخشان مىشود و اين سخن رشديه باعماق دلش مىنشيند ، و ميگويد ، « بد نگفتى اگر شكست بخورد ممكن است همين عذر را بياورد » . رشديه گفت ، « ممكن خير ، بلكه حتمى است . پس شما بعملى اقدام ميكنيد كه نفعش صددرصد براى ديگريست ، و ضررش صددرصد براى شما » . سپهدار بسمع قبول گوش ميدهد . سپهدار گفت ، « عقيده شما چيست ؟ » رشديه بسى خوشحال است كه از كشت خويش نتيجه خوبى دارد ميگيرد . گفت ، « قبل از اينكه عقيدهام را بيان كنم ، سخنى دارم . خواهشمندم خوب توجه فرمائيد . ميگويند عالم در ترقى است ، پرده مشروطيت كه در ايران بالا رفت ديگر نميافتد ، و مشروطه به حكم طبيعت روزبروز ترقى خواهد كرد ، و مردم كه لذت مشروطه و آزادى را چشيدهاند ديگر زير بار استبداد نميروند ، و درخت مشروطيت بزرگ و تناور خواهد شد . اگر چند صباحى آبش ندهند و از او مراقبت نكنند ، خشك نخواهد شد كه ريشههاى آن باعماق زمين رفته است . و از آب تحت الارضى تغذى خواهد كرد ، تا باز دوره طراوتش برسد و سايهافكن شود و سايهاش همه كشور را بگيرد . فريب موفقيتهاى دشمنان مشروطيت را نبايد خورد ، كه قطعا چند صباحى بيشتر دوام نخواهد كرد . حكومت ايران مشروطه شد و مشروطه هم خواهد بود . ممالك جهان ايران را مشروطه شناختهاند . فريب اين موفقيت را نخوريد كه قطعا دوام نخواهد كرد . عقربه ساعت به عقب برنميگردد . مردم ديگر از مشروطيت باستبداد برنميگردند . بخصوص كه از محمد عليشاه هم دل خوشى ندارند . براى من گران ميآيد كه دوست ارجمند من زحمت بكشد و به حد كمال سعى و كوشش كند و زحمتها تحمل نمايد ، و نتيجه همه اين