شمس الدين رشديه

12

سوانح عمر ( فارسى )

چند قرنى كار بر اين منوال بود . بتدريج رونق اين بازار كم و كمتر شده و تحولات شوم جهان در محافل تعليم اسلامى و رشته‌هاى گوناگون علوم دستخوش تعطيل شده ، تعليمات در كشور ما انحصارا بعربيات اختصاص يافت ، آن هم مختص طلابى بود كه به لباس روحانى در مدارس مخصوص به خود مجتمع شده ، با روحيات مختلف و آرزوهاى صحيح و ناصحيح ادامه تحصيل ميدادند ؛ و اكثريت افراد كشور از كسب دانش محروم مانده ، جاهل به دنيا ميآمدند و جاهل از دنيا ميرفتند . در نيمه دوم سده سيزده هجرى نابغه نامى شرق شادروان ميرزا تقيخان امير كبير بزرگترين قدم در تاسيس اساس دانش برداشته بتاسيس دار الفنون تهران اقدام فرمود . اگرچه اين مدرسه هم ، هم‌طراز دار الفنونهاى جهان و با برنامه‌يى مطابق دار الفنون وين پايه‌گذارى شده بود ، ولى با شراف و اعيانزادگان اختصاص داشته و در عين حال رهبر تعليمات متوسطه و عالى بود ، و اكثريت مردم از مرحله اول و دوم - تعليمات نه ساله فعلى - محروم و بىنصيب بودند ، و قابليت استفاده از دار الفنون را نداشتند . در سال 1300 هجرى پدر شادروانم حاج ميرزا حسن رشديه تبريزى ، پس از طى دوره دو ساله تهيه معلم دار المعلمين بيروت براى استفاده از سازمان و تشكيلات روسيه در تحت حمايت و سرپرستى برادر مادريش حاج آخوند مقيم ايروان ، اولين مدرسه ايرانى را در ايروان تاسيس و تا پنج سال دائر داشت . در سال 1305 قمرى بدامن مادر وطن گرائيده ، به ميمنت و مباركى اولين مدرسه را در تبريز تاسيس و تا ده سال مقيم آنجا بود ؛ و نه بار مدرسه گشود و دستخوش حوادث شده . در سال 1315 بكوشش شادروان حاج ميرزا على خان امين الدوله بامر پادشاه وقت به تهران احضار شده ، اولين مدرسه را در پايتخت بنام « رشديه » بگشود . و بدنبال او نيك‌انديشان و امناى مدرسه رشديه و ساير خدمتگزاران مدرسه‌ها تأسيس كرده ، روزبروز برونق بازار علم و ادب افزودند . روزى متصديان راديو در برنامه « خدمتگزاران و بزرگان كشور » ، گفتارى بعنوان « بنيانگذار فرهنگ نوين و تربيت جديد در ايران » ، شرح حال پدرم را پخش ميكرد . گذشته از اشتباهاتيكه در بيان مطلب شده بود ، نام پدرم را ميرزا حسن خان ذكر كرد ، در صورتى كه تمام عمر معمم و چند صباحى مكلا بكلاه پهلوى ، و باز تا آخر حيات معمم و حاج ميرزا حسن رشديه معروف بود . بالاخره مقتضى چنين ديدم شرح خدمات و زحمات پدرم را در اين راه از يادداشتهاى آن شادروان و آنچه خود ديده يا از حضرتش شنيده بودم ، دفترى تهيه و تقديم حضور مشتاقان كنم . باشد كه در صحيفه ايام اين اقدام من هم خدمت فرهنگى بقلم آيد . باللّه التوفيق و عليه التكلان شمس الدين رشديه