ناصر الدين منشى كرمانى

55

سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى )

ذليل و معتبر از انعام او محروم ماندند و قانع و معتر بىاكرام او مهموم گشتند . نعم روزگار غدار را خود چنين عادتست ، يغمائيان مرگ كلاه جبروت از سر ملوك ساسان و شاهان سامان در ربودند و تركتازان اجل چتر عظمت بلقيس سبا و قيدافهء روم و پوران دخت عجم را بدست قهر پاره پاره كردند ، بسا شاه كه شكم خاك را خوابگاه ساخته اند و بسا طالوت كه پهلو بر تختهء تابوت نهاده ، و لو يبقى بقاء الدهر شخص * لكان الأبطحى الهاشميا و بىبى تركان احكام را بشنوانيد و برسانيد ، سلطان جلال الدين در انقياد آن تعلل ورزيد و بهر نوع اعتذار كه سبب عدم اعتبار آن مناصب و اشغال باشد تمسك نمود و بىبى تركان و نصرة الدين يولكشاه و غياث الدين سيوكشاه عازم سيرجان شدند و نصرة - الدين يولكشاه را وسايل حقوق هوادارى بر حضرت دولت پادشاه زادهء جهان ارغون ثابت بود و مرائر عبوديت مبرم ، در اين عهد آن را بلوا حق نيكو بندگيها مشفوع گردانيد و آن قاعده را محكم‌تر كرد . و سلطان جلال الدين بهار سنهء ثلاث و ثمانين و ستمائه بر توجه بجانب اردوى احمد عزم جزم گردانيد و تا سر حد كرمان برفت و بسبب آنكه احمد بر عزيمت محاربهء پادشاه زاده ارغون بر نشسته بود و شعلهء مخالفت ميان پادشاهان اشتعال پذيرفته متوقف و متردد مىبود تا آوازه رسيد كه احمد مظفر و غالب گشت ، اظهار شعار هوادارى احمد را اين مژده منتشر گردانيدند و در شهر ندا كردند كه غلبه و استيلا طرف احمد راست و شيرين آغا را كه از قبل پادشاه زاده ارغون بكرمان آمده بود تمكين ندادند تا رنجيده برفت و درين وقت سيف الدين ملك پسر تاج الدين يعقوب و سيف الدين نهى و امير محمد قتلغ بك و گندوغدى نامى معاهد و مخالف و متفق و موافق شدند بر آنكه سلطان جلال الدين را در جامع شهر يا در بارگاه بر تخت سلطنت هلاك گردانند و نصرة الدين يولكشاه را قائم مقام او دارند . يولكشاه سلطان را ازين حالت و انديشه اعلام داد ، تمامت را در قيد و قبض آوردند و پرسيده اظهار سياست را دستها از شانه بيرون كردند و اعضاشان در اطراف كرمان طيران نمود . و چون سرير سلطنت ربع مسكون بفر طلعت همايون پادشاه عادل ارغون مزين شد ايلچى بايد و نام را بابلاغ اين مژدهء بزرگ و استقرار ملك و مهم تحصيل مال كرمان بفرستادند ، از وصول او انخزال عظيم بسلطان جلال الدين راه يافت و حال نصرة الدين يولكشاه انتعاش تمام پذيرفت و اميدوار و مستظهر بر عزيمت بندگى حضرت ارغون خان بسيرجان