ناصر الدين منشى كرمانى

مقدمه 2

سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى )

است چنين مىنويسد : « پدر مؤلف تاريخ عمدة الملك خواجه منتجب الدين يزدى كه از مصارعات و منازعات اتابكان يرد ركن الدنيا و الدين علاء الدوله و مظفر الدنيا و الدين محمد پسران اتابك قطب الدين محمود شاه از يزد ميانه كرده بود و بما وراء النهر رفته آنجا بخدمتش [ يعنى به خدمت قطب الدين محمد ] پيوست و خلاصهء حضرتش كرد » خواجه منتجب الدين و سلطان قطب الدين محمد از ما وراء النهر بكرمان آمدند و در پائيز نيمهء شوال 650 به اين شهر رسيدند . بعد از آنكه قطب الدين محمد در 15 رمضان 655 فوت كرد و زوجه‌اش قتلغ تركان ( تركان خاتون ) بنام پسر خردسال خود مظفر الدين حجاج سلطان بسلطنت نشست خواجه منتجب الدين يزدى نيز از وزرا و منشيانى بود كه مثل سابق در دستگاه سلطنتى و زير دست آن ملكه بمشاغل پيشين خود بجا ماندند ، و مؤلف خود مىگويد كه پدرم در هر دو حضرت تركانى و سلطانى [ يعنى در ايام سلطنت قتلغ تركان و پسرش حجاج سلطان ] مدت بيست سال مشير مصلحت جوى و مخلص نصيحت گوى و مدبر دولت آراى و ناصح مشكل گشاى بود « 1 » » از آنجا كه قتلغ تركان در سال 655 بسلطنت رسيده بيست سال بعد از آن با 675 يا با اندكى قبل يا بعد از اين تاريخ مقارن مىشود و ظاهرا در همين ايام هم پدر مؤلف وفات يافته چه علاوه بر آنكه ديگر از او ذكرى در سراسر كتاب بميان نمىآيد همين كه مؤلف مدت خدمت پدر خود را در دو دستگاه تركانى و سلطانى بيست سال نوشته تقريبا مسلم مىشود كه او در حدود 675 ( بيست سال بعد از جلوس قتلغ تركان ) مرده بوده است . مؤلف در آخر همين كتاب ( ص 104 ) مىگويد كه « در سن هفت سالگى بداغ يتيمى موسوم گشتم » ، بنا بر اين اگر تاريخ فوت پدر او را همان 675 بگيريم تولد مؤلف در حدود سال 668 اتفاق افتاده بوده است و خود او نيز در ذيلى كه بتاريخ 720 بر سمط العلى نوشته « 2 » مىگويد كه در آن تاريخ سن او از پنجاه گذشته ، و از روى

--> ( 1 ) - متن كتاب ص 46 ( 2 ) ص 104