كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )

92

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )

مرتفع هدنا ، نزديك مسيله در مغرب مركزى بنياد نهاد . پس از آنكه در 405 / 1015 ميان باديس و حماد نقار افتاد ، حماد موقتا به اطاعت عباسيان درآمد و حكومت به دو قسمت تقسيم شد : شاخهء اصلى سلسلهء زيريان شمال افريقا در افريقيه باقى ماندند كه پايتختشان در قيروان بود ، حال آن‌كه شاخهء حماديان سرزمين‌هاى غربىتر را در تصرف گرفتند . منابع غنى و ثروت افريقيه ، معزّ بن باديس زيرى را به وسوسه افكند كه عليه مخددمان فاطمى خويش سر به طغيان بردارد ، و در 433 / 1041 به اطاعت از عباسيان پرداخت ( قائد حمادى پس از آن‌كه مدتى خلفاى بغداد را به رسميّت شناخته و به اطاعت آنان درآمده بود ، دوباره به پيروى و اطاعت از فاطميان پرداخته بود ) . ازاين‌رو ، اندك زمانى بعد ، فاطميان در مصر ، گروههايى از اعراب بدوى وحشى نامتجانس را از قبايل هلال و سلنيم به جان زيريان افگندند ، و اينان از مصر سفلى به مغرب مهاجرت كردند . اين بدويان عرب به تدريج به حومهء شهرها راه گشودند و شهرها و قصبه‌ها را به وحشت افگندند و زيريان را مجبور ساختند كه قيروان را تخليه كنند و به مهديه در ساحل دريا عقب بنشينند ، و حماديان نيز به بندر بجايه كه دسترسى بدان دشوار بود و به نام بنيان‌گذار آن ناصر بن علناس ، ناصريّه خوانده مىشد عقب‌نشينى كردند . دو شاخه سلسلهء بنى زيرى وقتى دستشان از خشكى كوتاه شد به دريا روى كردند و يك ناوگان دريايى تشكيل دادند . در حقيقت اين دوره است كه عصر دريازنى بربرها آغاز مىشود . اما زيريان و حماديان نتوانستند از افتادن صقليهء مسلمان به دست نورمانها جلوگيرى كنند ، هرچند بعدها با شاهان نورمان روابط بازرگانى صلح‌آميزى برقرار كردند . پيش از فرارسيدن قرن ششم / دوازدهم ، زيريان تحت فشار شديد قرار گرفتند ؛ راجر دوّم شاه صقليه شهر مهديّه و كرانه تونس را گرفت و حسن بن على زيرى را به دادن خراج ملزم ساخت . در درون مغرب نيز موحدون ( بنگريد به شمارهء 15 ) به سرعت پيش مىتاختند . آن‌ها حماديان را برانداختند و آخرين حكمران حمادى يحيى در قسطنطين تسليم شد و بقيه عمر را در تبعيد در مراكش به سر برد . آخرين امير زيرى ، حسن ، يك‌بار به عنوان حكمران موحّدى مهديّه از نو ابقاء شد و در اين سمت تا زمان مرگ سلطان عبد المؤمن موحّدى در 558 / 1163 باقى ماند ، امّا او نيز هشت سال بعد در مراكش درگذشت . كتابشناسى - لين - پول ، 39 - 40 ؛ زامباور ، 70 - 71 ؛ البوم ، 16 .