كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )
69
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )
مغرب شرقى داشتند ، از جانب مادرى يك مرابطى بود كه نامش ، ابن غانيه ، را از نام يك شاهزاده خانم مرابطى يعنى همسر على بن يوسف گرفته بود . پسر على ، يعنى يحيى از مستملكات مرابطون در اسپانيا در برابر موحّدون كه داشتند به اسپانيا وارد مىشدند ، دفاع مىكرد ( براى موحدون بنگريد به شمارهء 15 ) و سپس بازماندهء خانوادهء ابن غانيه به جزاير شرقى ( بالئار ) عقب نشستند . در آنجا سلسلهء مستقل جديدى تشكيل دادند و به عنوان يك اميرنشين مرابطى بعدى كه گذشته از چيزهاى ديگر از راه دريازنى عليه مسيحيان ثروت هنگفتى اندوختند به زندگى ادامه دادند . يكى از اعضاى اين خاندان ، على بن اسحاق بر آن شد كه جزاير شرقى را ترك گويد و در مغرب شرقى عليه موحّدون به ستيزه پردازد . وى و جانشين او ، يحيى بن اسحاق ، در آنجا براى چند دهسال در ناآرامى و عدم ثبات امور افريقيه و آنچه امروز الجزاير شرقى ناميده مىشود ، نفوذى مخرب داشتند تا اين كه على در 633 / 1227 شكست خورد و درگذشت و يحيى ، افريقيه را از دست داد و سپس در 635 / 1236 وفات يافت . فعاليتهاى بنى غانيه در اينجا ، عامل قدرتمند و مؤثرى در زوال قدرت موحّدون در مغرب شرقى بود . در اينميان ، خليفهء موحدى ، ناصر ، بر ميورقه تاخت و حكمرانى از آن خود ، در آنجا بگماشت و به حكومت بنى غانيه در جزاير شرقى خاتمه داد . موحدون و متابعان آنها نزديك به سى سال ديگر اين جزاير را در تصرف داشتند ، تا اين كه جيمز اوّل ، شاه آراگون ، ميورقه را فتح كرد و به دنبال آن آويسا و ميورقه نيز تا سال 686 / 1287 به دست مسيحيان افتاد . كتابشناسى - زامباور ، 57 . - دائرة المعارف اسلام ، ويرايش دوّم ، « بنو غانيه » ( جى . مارسه ) ؛ « ميورقه » ( جى . بوش - ويلا ) . - A . Bel , Les Benou Ghanya , derniers representants de Lempire almoravide et leur lutte Contre Lempire almohade . Publications de LEole des Lettres dAlger , Bull de Corrspondence Africaine , XXVII Paris , 1903 With a genealogical table at P . 26 .