كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )
28
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )
يافتند ، نيز گاهى آنجا كه پاى صورتهاى گويشى و يا مصغّر در ميان مىآيد ، مشكلاتى ايجاد مىكنند ؛ در اينجا ، راه چاره توسل به كتاب نامنامهء ايرانى اثر فرديناند يوستى است . از قرن يازدهم ميلادى به اين سو ، سلسلههاى غلامان ترك يا سلسلههايى كه اصل و نسب قبيلهاى داشتند و به دنبال آنها سلسلههاى ترك و مغول از قرن سيزدهم به اين سو ، به سرعت در سمت شمالى جهان اسلامى در غرب و جنوب آسيا و در شمال افريقا پخش شدند و به اين طريق ، حكمرانانى كه اصل و نسب تركى داشتند سرانجام بر بيشتر سرزمينهاى اسلامى ميان الجزيره در مغرب و بنگال و آسام در شرق ، و در جنوب تا سرحد يمن در شبهجزيره عربستان و دكن در جنوب هند حكومت يافتند . برگردانيدن نامهاى تركى كه بيشتر اين صاحبان قدرت بدان شهرت داشتند متضمن مشكلات و دشوارىهاى بيشتر است . زيرا اين ماهها اغلب به صورتى كه در خط عربى نوشته شدهاند ، دگرگونى يافته و گاهى به سختى قابل تشخيصاند . من صورت صحيح آنها را در تركى و مغولى تا آنجا كه درخور يقين بوده است ضبط كردهام ، ولى هرجا ميان آنها و صورتىكه در خط عربى دارند ، تفاوت زياده بود ، صورت نوشتار عربى را هم در پرانتز ذكر كردهام : مثلا هلگو ( هولاكو ) ، الجيتو ( اولجايتو ) ، نگوبى ( نيكپاى ) . بههرحال ، من نويسه گردان نامهاى تركى از قبيل تيمور را در مورد فاتح بزرگ مغول ، همچنان باقى گذاشتهام و آن را به صورت تمور يا تمر كه صورت صحيح آن است نياوردهام ، اما صورت تمور را براى اشخاص و موارد ديگر به كار بردهام ، مانند طغا تموريان . هرگاه تلفظ تركى عثمانى نامى با تلفظ عربى آن تفاوت داشته است ، آن را در پرانتز آوردهام ، مانند محمد ( محمد ) و مانند آن . در مورد سلسلههاى مادون صحرا در افريقاى غربى و شرقى اغلب از گونهء بومى اين نامها در زبانهاى آن مناطق پيروى شده است ، مانند بوكرو به جاى ابو بكر ، اليو به جاى على . همين روش در مورد نامهاى بعضى از سلسلههاى مالزى و اندونزى به كار رفته است . من سعى كردهام كه نمايههاى كتاب را حتىالامكان به كمال و تمام بياورم تا كار يافتن و شناسايى حكمرانان را با ارجاعهاى متقابل ، هرجا لازم بوده است ، آسان سازم . گذشته از اين ، صورت اروپايى استاندهء بعضى از نامها چون saladin براى صلاح الدين و Tamelane براى تيمور لنگ نيز آوردهام . « 1 » اكنون آنچه باقى مىماند وظيفه مطبوع سپاسگزارى از همكاران مختلفى است كه با
--> ( 1 ) . در ترجمهء فارسى از سنت مرضيه مؤلف همه جا پيروى نشده و مترجم اسمها را به صورتى كه در تواريخ كشور ما متداول است آورده و يا از ضبط دائرة المعارف فارسى پيروى كرده است .