كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )
156
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )
جمله شهرهاى شام ، دياربكر ، جزيرهء غربى و يمن را به عنوان تيول به اعضاى مختلف خانوادهء خود داد و قصدش از اين كار آن بود كه سلطان بزرگ هميشه در مصر مقر داشته باشد . در زمان حكمرانى ملك العادل سيف الدين محمد يا احمد و پسرش الكامل ناصر الدين محمد احساس وابستگى و وحدت خانوادگى معقولى رعايت مىشد و اين تا زمان مرگ ملك الكامل در 635 / 1286 ادامه داشت . در دوره اين دو سلطان ، سياست فعال صلاح الدين ، جاى خود را به سياست بازداشت و روابط صلحآميز با فرنگان داد ، بويژه كه شاخههاى شمالى ايوبيان در دياربكر و جزيره از جانب سلجوقيان روم و خوارزمشاهيان ( بنگريد به شمارهء 107 ، 89 ) احساس خطر مىكردند . اوج اين سياستها وقتى بود كه ملك الكامل بيت المقدس و نواحىاى را كه صلاح الدين يك نسل پيش فتح كرده بود به امپراتور فردريك دوم تسليم كرد ( 635 / 1238 ) ؛ در حقيقت ، صليبيان فقط بيت المقدس و يكى دو شهر ديگر از جمله ناصره را دوباره به دست آوردند و ده سال بعد ، الناصر داود بن معظم عيسى ، امير دمشق باز آن را متصرف شد . بارى ، دورهء صلح فوايد اقتصادى زيادى براى مصر و شام از آن جمله احياى تجارت و دادوستد با قدرتهاى مسيحى غرب مديترانه داشت . بعد از ملك الكامل منازعات داخلى در ميان ايوبيان شدت گرفت . سلطان بزرگ در مصر هرگز سلطان مطلق العنانى نبود و مملكت ايوبى در واقع اتحاديهاى از اميرنشينهاى محلى بود و آنها كه در شام و دياربكر بودند اغلب مرزهاى بىثبات و متغير داشتند ؛ اين اميرنشينها در مقابل كوششهاى سلطانهاى بزرگ براى اعمال اقتدار مركزى بيشتر مقاومت مىكردند . شركتكنندگان در جنگ صليبى ششم فرنگان قتل عام شدند و رهبر آنان سن لويى ( لويى نهم ) شاه فرانسه اسير گشت . اما اندكى بعد از مرگ ملك الصالح نجم الدين ايوب ، سپاه غلامان ترك بحرى قدرت را در مصر به دست گرفتند و سركردهء خود ايبك را نخست اتابك و سپس در 648 / 1250 سلطان اعلام گردند . الملك العادل اول سيف الدين محمد يا احمد نوهء جوان خود مسعود صلاح الدين يوسف را با اتابكى ( للگى ) به يمن فرستاد تا حكومت ايوبيان را در آنجا ادامه دهد ، اما سلسله ايوبى نتوانست قدرت خود را در آنجا حفظ كند و در نتيجه آن ناحيه به دست خدمتگزاران پيشين آنها يعنى رسوليان ترك افتاد ( بنگريد به شمارهء 49 ) . پيدا شدن لشكريان مغول هلاگو ( بنگريد به شمارهء 133 ) براى سلسلههاى كوچك ايوبى در شمال شام مصيبتبار بود و ايلخان مغول شخصا امير ميافارقين و برادرش را كشت . در شام فقط شاخه ايوبيان حماه به سبب گمنامى و مطيع بودنشان تا نيمه قرن