كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )

147

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )

حسين ، سراج الدين ؛ ابو الفتوح بن محمد ، تاج الدين و ابو المعالى ، رضى الدين 660 / 1262 اسماعيل بن شعرانى ، نجم الدين ، فت 672 / 1274 ، شمس الدين بن نجم الدين و مبارك بن رضى الدين ، صارم الدين او را يارى و كمك مىكردند . 669 / 1271 شمس الدين بن نجم الدين تا سال 671 / 1273 همهء قلعه‌ها و دژهاى اسماعيلى به بيبرس تسليم شدند دعوت نزارى از شقاق داخلى در خلافت فاطمى بعد از مرگ المستنصر باللّه در 487 / 1094 پديد آمد و اين بر اثر آن بود كه نزار ، وليعهد مستنصر با يك حركت سياسى به كنار گذاشته شد و برادرش مستعلى به حكمرانى برگزيده شد و وى به عنوان خليفه سلسلهء فاطمى را ادامه داد ( بنگريد به شمارهء 27 ) . حسن صباح ، داعى اسماعيلى كه در اواخر عمر مستنصر قدرت اسماعيليه را در بعضى از نقاط ايران مستقر ساخته بود ، دعوى نزار را دنبال گرفت و دعوت نزارى را آغاز كرد ( براى سران اين دعوت ، يعنى خداوندان الموت و تاريخ جنبش نزارى در ايران ، بنگريد به شماره 1010 ) . پس از آن اين دعوت كه دعوت جديده خوانده مىشد به وسيلهء داعيانى كه از الموت فرستاده مىشدند در شام انتشار يافت و از آن پس كيش اسماعيلى نقش مهمى در رقابت‌هاى سياسى پيچاپيچ و كشمكش‌هاى ميان شهرهاى شام بازى كرد ، هرچند تا نيمه قرن ششم / دوازدهم ، اسماعيليان شام موفق نشده بودند مانند نزاريان ايران ، قلعه‌هايى در منطقه كوهستانى مغرب شام ، بعدا جبل انصاريه ، به دست آورند . اين پادگان‌ها و مراجع اسماعيلى گاهى در نزاع ميان صليبيان و اميرنشين‌هاى مسلمان در شام نقش داشتند . اسماعيليان شام در زمان داعى بزرگ عراقى خود ، راشد الدين سنان « 1 » از زير رهبرى اسماعيليه ايران درآمدند و مستقل شدند . رهبران اسماعيليه شام مايل بودند كه روابط دوستانه با ايوبيان داشته باشند ( بنگريد به شماره 30 ) . آنان از حملهء مغولان به شام جان سالم به در بردند ، اما خراجگزار مملوكان شدند و قلاع آن‌ها به تدريج به وسيلهء بيبرس كاهش داده شد و آخرين آن‌ها يعنى قلعهء كهف در 671 / 1273 تسليم وى گشت . باوجوداين ، خود جامعهء اسماعيلى شام عمدتا دست‌نخورده باقى

--> ( 1 ) . مؤلف به غلط رشيد الدين ( Rashid ) نوشته است .