محمد بن ابراهيم
مقدمه 5
تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى )
از آن را استنساخ كردم و متوجه شدم كه اين كتاب تا چه حد وقايع عصر سلجوقى را بدقت و صحت ضبط كرده است ، سالها آرزويم اين بود كه بتوانم آن را تصحيح كنم و به چاپ برسانم و اينك خشنودم كه آقاى طهورى مدير كتابخانه طهورى قبول مخارج چاپ آن را نمودهاند و ميتوانم با چاپ آن ، گوشهاى ديگر از وقايع تاريخ موطن خود را روشن سازم . لشكركشىهاى متوالى تاريخ سلجوقيان محمد بن ابراهيم متعلق به وقايع سالهاى ميان 467 تا 619 هجرى ، يعنى يك قرن و نيم - صد و پنجاه سال - است . درين برهه از زمان كه بايد آشفتهترين سالهاى حكومت كرمانش دانست ، سختترين مصائب بر كرمان گذشته است . توضيح مطلب آنست كه بر اثر فرار قاورد سلجوقى از خراسان و پناه آوردن او به كرمان ، اين سرزمين محل اطراق و يورت او شد . چند صباحى قدرت او - مثل همهء سرسلسلههاى حكومتهاى ايرانى - هركسى را بجاى خويش نشاند ولى طولى نكشيد كه اختلافات داخلى اولاد و احفاد او موجب آشفتگى اوضاع كرمان گشت و از چهار طرف يعنى از خراسان و يزد و عراق و فارس و شبانكاره دندانهاى طمع حكام به طرف اين خرابه تيز شد . خوشبختانه درين ايام دبيرى دانشمند و نويسندهاى باريكبين و امين و حقيقتجوى از اهالى كرمان در دستگاه اين خاندان بود و او ابو حامد افضل كرمان است كه همچون بيهقى در درگاه مسعود غزنوى ، جزءجزء وقايع را ثبت و ضبط كرده و امروز قسمتى ازين يادداشتهاى او به پايمردى محمد بن ابراهيم براى ما باقى مانده است . در ظرف اين يكصد و پنجاه سال حكومت ، ميتوان گفت كه هيچ سالى نبوده است كه لشكركشى داخلى و خارجى در كرمان ، خان و مان مردم را به باد نداده باشد ؛ نخستين بار خواجه نظام الملك با لشكرى گران از طرف ملكشاه سلجوقى كرمان را محاصره مىكند و سلطان شاه بن قاورد به بهانهء « قوم و خويشى » متوسل