خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599
83
سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )
جلوس طغرل بن ارسلان بن طغرل سلطان طغرل پادشاهى بود در آشيانهء دولت بوجود آمده و در رياض جاندار دولت و اقبال نشو و نما يافته ملكى نابيوسيده به دو رسيده و كسوت سلطنت ناكوشيده پوشيده از مهد بتخت تحويل كرده و از مكتب ادب بىتعب طلب بر مركب ملك سوار شده در بند وعدهء ايام و عشوهء اعوام و تاثير طالع و احكام نجوم نابوده مريخ دولتش بىدانه بدام آمده و توسن ملكش بىفسار و لگام رام شده رنج ياوگى نابرده و نان تاوگى ناخورده برسر خوان آراسته و خزانهء پيراسته نشسته و اينهمه اقبال دولت بفر معدلت و يمن تربيت و رأى و رويت و تيغ جهانگير كشورگشاى اتابك اعظم نصرة الدنيا و الدين محمد ايلدگز روى نموده كه ملكى از دست رفته بود و ملكى در ميان ولايت بردر يزد و اصفهان مقام ساخته چون محمد بن طغرل بن محمد بن ملكشاه و اصحاب اطراف عنان مقاومت ماخوذ گرفته منتظر تقلب روزگار و تصاريف ليل و نهار بوده بيمدد و معاونت ايشان اعتماد بر عون خداى جبار قهار و قوت بازوى كامكار خود كرده و به مدت يك ماه دو تاختن برد يكى بپارس و ديگر بآذربايجان و ملك دو اقليم مستخلص كرد و آن دو ملك طامع را بملازمت قلاع قانع بىمنت و معاونت امراى اطراف لاجرم چون دبدبهء دولت و كوكبهء نصرت كه متابع تيغ چو آب و اقبال ملازم ركاب او و جهان مسخر فرمان او مشاهده كردند از سر عجز و اضطرار سر بر خط فرمان او نهادند و پاى برجادهء اخلاص و وفا ثابت ميداشتند و بعد از ظفر و نصرت بر بلاد و قمع و قهر اضداد هيچ شخص را در آن فتنه و فتور دودلى و دوهوائى مؤاخذت نفرمود و چنانچه از طينت كرم و حسن اخلاق و طهارت اعراق او سزيد همگنانرا بنواخت و بزيادتى مواجب و نان پاره مخصوص كرد و شعار استشعار از روى كار ايشان برداشت تا جمله در مشرع عذب و مرتع خصب آسوده و ايمن باشند و دوام دولت و شمول نعمت او از باريتعالى درميخواهند باوقات خلوات و فرط اين معدلت و فيض اين عاطفت اقتضاى آن مىكند كه نه بس روزگار تمامى اقاليم جهان در تحت فرمان سلطان ايران آيد خصوصا كه هرروز اين پادشاه حيدردل جمشيدفر تهمتنتن حاتمكف كه دولتش بدوام مقرون باد و زندگانى بكام دل موصول چه