خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599
78
سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )
با جملهء امرا و لشكر سه ماه بپاى قلعه مقام كرد و منجنيقها بر حوالى آن بنهادند و حصارى سخت ميدادند چنان كه فتح آن نزديك بود ميان امرا خلافى افتاد كه از پاى قلعه برخاستند و همهء آلات و اسباب حصارگيرى بجاى بگذاشتند و آن مدابير بدان سبب برگرفتند و در عمارت و استحكام آنقلعه بيفزودند و آن را بفال نيك داشتند كه پادشاهى چون مسعود و امرا و سپاه عراق از فتح آن عاجز آمدند بعهد ارسلان آنقلعه بعد از فراغ فتح قلاع نو مذكور بستند و ارسلانگشاى نام نهادند و گوتوال مسلمانان با جمع مبارزان بمحافظت آن قلعه بنشاندند در ابتداى دولت ارسلان اين دو فتح قوى برآمد و مژدهء آن به اطراف جهان برسيد و دور و نزديك سر برخط فرمان نهادند در آخر تسع و خمسين و خمسمائه سلطان و اتابك و امراء باصفهان آمدند جمادى الاولى ستين و خمسمائه بمرغزار هزار خانى رفتند كه اتابك زنگى از فارس متوجه خدمت سلطان بود و وزير شهاب الدين ثقه بيمار بود در شهر توقف كرد بيست و هفتم اين ماه بمحلهء نيماورد درگذشت و تابوت او بهمدان بردند بمرقدى كه ساخته بود در نوزدهم شعبان اين سال اتابك زنگى از پارس به خدمت سلطان آمد و يكهفته در خدمت بود و تشريف پوشيده بازگشت سلطان و اتابك و امرا يازدهم شوال آنسال بدر همدان بمرغزار قراتكين فرود آمدند و ناصر الدين آغوش در بيست و يكم ذيقعدهء اين سال در همدان وفات يافت و روز يكشنبهء آخر ذيحجه اين سال و آخر سنهء ستين و خمسمائه سلطان و اتابك و امرا از همدان بجانب رى حركت كردند و بمرحلهء كوشك باغ فرود آمدند روز يكشنبه چهاردهم محرم احدى و ستين و خمسمائه امير عز الدين صنماز در همدان وفات يافت و روز دوشنبهء هفتم صفر وزير فخر الدين بن معين الدين كاشى از همدان بجانب ساوه رفت به خدمت سلطان براى وزارت و روز چهارشنبه نهم صفر سلطان با امراء دولت از ساوه متوجه جانب رى شد و پيش ازين به پنج روز در ساوه بادى عظيم برخاست كه سر منارها بيفكند و خيمها با ميخ بركند و ستوران مشمر شدند در صحراها و بسيار خرابى كرد روز آدينه هجدهم صفر سلطان در شهررى بسراى امير اينانج نزول كرد بباغ شوربا و هم درين روز دوات وزارت بفخر الدين كاشى دادند تا در مسند وزارت مطمئن بنشست و چند توقيع بكرد بر منشور امر حاجبى نصرة الدين پهلوان محمد و روز