پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )
73
سقوط اصفهان ( فارسى )
شاهى رفت و آنجا را نيز تحت حفاظت نگهبانان خويش قرار داد . « 1 » همه اطفالى كه در اندرون شاه بودند ، حرم ( كذا فى الاصل ) پادشاه ، دختران ، خواهران و كنيزكانى كه در حرم خانه شاهى بودند سخت بخروشيدند و چنان به گريه و افغان فريادهاى جانكاه از جگر برمىكشيدند كه صدايشان در همه شهر منعكس مىشد . امان اللّه به محمود در فرحآباد خبر فرستاد ، كه شهر را [ به تصرف ] گرفته است ، و كاخ شاهى [ در دست اوست ] ، و همه جا نگهبانان او [ به پاسدارى مشغول ] هستند . بدين سان خاطر محمود مطمئن گرديد . 36 - صبحگاه 14 ( 25 اكتبر ) محمود و شاه سوار شدند و به سوى شهر راندند . 12 نفر سوار [ پيش قراول ] در جلوى محمود حركت مىكردند ، و بر مذهب شاه « 2 » لعنت مىفرستادند ، و از راه پل شيراز « 3 » و خيابان خواجو جلو مىآمدند ، [ تا ] داخل شهر شدند . شاه خود را از محمود به كنار كشيد و از راهى آرام [ كم جمعيت ] به قصر رفت . مردم شهر از محلت خواجو تا به قصر شاهى پارچههاى زرى و زرباف گرانبها در راهها گسترده بودند ، كه بر همه آنها محمود سوار بر اسب عبور نمود . محمود با سپاهيانش كه فرياد مىكردند اللّه اللّه از در چهار حوض داخل كاخ شد . چنين بود وضعى كه محمود بدان سان به اصفهان درون شد و آن را به تصرف آورد و محمود شاه شد . در جنگ ، محمود ، پنجاه هزار تن از ايرانيان را بكشت ، و صد هزار تن نيز در شهر از قحط و غلا بمردند ، به اين نحو جمعا يكصد و پنجاه هزار تن « 4 » [ در اين واقعه ] تلف شدند . گفتهاند كه در اين
--> ( 1 ) - اين شرح با آنچه محمد محسن در كتاب زبدة التواريخ ورقه a 208 آورده است تطبيق مىنمايد . ( ل . ل ) . ( 2 ) - مقصود مذهب شيعه اثنى عشريهء 12 امامى است . ( ل . ل ) . ( 3 ) - يعنى پل خواجو . ( 4 ) - اگر چه درباره ايرانيانى كه در جنگ كشته شدهاند اغراق شده است ، باز هم عده كسانى