پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )

23

سقوط اصفهان ( فارسى )

و سه ديگر تنزل و سست شدن روحيه و تربيت سپاهيان ايرانى ، كه عمده علت آن عدم توجه و رسيدگى به امور لشگرى بود ، و جزيى از علل آن البته نتيجهء دورهء طولانى صلحى است ، كه پس از انعقاد عهد نامهء 1639 ( 1048 ه . ق ) با عثمانى پيش آمد ، و سرانجام بازگشت تعصبات و تضيقات مذهبى در آخرين سال سدهء هفدهم . « 1 » بطورى كه در جاى ديگر نيز متذكر شده‌ام « 2 » ، در اهميت يادداشتهاى گيلاننتز از لحاظ منابع تاريخى ، جاى هيچ شك و شبه نيست . به عقيدهء من ارزش آن عمده از جهت مدخليتى است كه يك نفر ارمنى بنام ژزف اپى ساليميان « 3 » در آن پيدا مىكند . پيش از آنكه من به ترجمهء روسى پرفسور پاتكانوف از گزارشهاى گيلاننتز دسترسى پيدا كنم ، در نامه‌هاى آنژدو گاردان ، « 4 » كنسول فرانسه در اصفهان ، و در كتاب بسيار نفيس : « تاريخ ايران از آغاز سدهء حاضر » « 5 » تأليف لوبى آندره دولامامى دوكلراك ، « 6 » به تضاعيف به نام ژزف اپى ساليميان برخورد نموده بودم ، كه همه جا به قول او استناد شده بود . همچنين يادداشتهايى چند

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به كتاب من : « سقوط سلسله صفويه و تصرف ايران بدست افغانان » ، كمبريج 1958 ، ص 31 - 32 . ( 2 ) - همان كتاب ، ص 504 - 509 . ( 3 ) - Joseph Apisalaymian . فى الحقيقة 82 قسمت از 133 قسمت گزارشهاى گيلاننتز از اين شخص است . ( 4 ) - AngedeGardane كه ژزف اپى ساليميان در نزد وى به سمت منشى و مترجم خدمات ذيقيمتى به انجام آورده است . ( 5 ) - HistoiredePer sedepuisleCommen cementdeceSiecle ( 6 ) - Louis - Andrede LaMamiedeClairac