يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

68

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

خوش گذشت . از آنجا بعد از شام خوردن با سركار آجودانباشى به كالسكه نشسته رفتيم منزل ايشان همانجا خوابيديم . روز شنبه نوزدهم از منزل سركار آجودانباشى آمدم منزل . ميرزا جواد خان كارگزار آمد قدرى نشسته . فراش آمد كه شاه مىخواهد . لباس نيم رسمى پوشيده رفتم ميان باغ گلستان . اعليحضرت شهريارى ارواحناه فداه كنار حوض ايستاده ، تمام وزرا بودند . عكاس عكس سه رأس شكار كه ديروز به شست مبارك صيد شده بود مىانداخت . بعد از اتمام عكاسى قبلهء عالم مرا خواستند . تعظيم كرده نزديك رفتم . بعد از احوال‌پرسى و اظهار مرحمت فرمودند هواى استرآباد تا چه وقت بعد از عيد نوروز خوب است . عرض كردم تا چهل پنجاه روز بسيار خوب است . از راه پرسيدند . عرض كردم كتل « قوزلق » بسيار سخت است . شش فرسخ سرازير و پرتگاه است ، بعد فرمودند بعد از سيزدههء عيد استرآباد مىرويم . پنج شش روز مانده مراجعت مىفرمائيم . وقت رفتن از راه اشرف و در مراجعت از شاه كوه . بعد را بعضى فرمايشات مرحمت آميز فرمودند . قوام الدوله وزير امور خارجه را خواستند . من مراجعت كردم . حضرت مستطاب امير كبير نايب السلطنه آنجا بودند اظهار مرحمتى فرمودند . جناب مجد الدوله هم بودند . با ايشان قدرى صحبت كرده مراجعت به منزل نمودم . ناهار خورده كمى خوابيدم . عصرى جائى نرفتم . شب را محمد حسين خان سرتيپ و كريمداد خان تا شام بودند . شام خورده خوابيدم . روز يكشنبه بيستم امروز احوالم خوب نبود جائى نرفتم . محمد حسين ميرزا با پسرش آمدند قدرى صحبت كرديم . ميرزا حبيب الله خان نظام تخلص « 1 » مثمنى « 2 » ساخته بود آورد خواند . خيلى خوب گفته . بعد را قدرى صحبتهاى مضحك نمود . ناهار خورده آنها رفتند . تا عصرى منزل بودم

--> ( 1 ) به حاشيهء صفحهء قبل دربارهء مقويم مراجعه شود . ( 2 ) اصل : مسمن