يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

20

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

اين خانم در جوانى به ملك حسين خان از خويشان مادرى خود كه از طايفهء قانكانلوى اسفراين بود نامزد شد ولى نامزدش در مسافرت عتبات عاليه در عراق فوت كرد و خاور بىبى تا پايان عمر ازدواج نكرد . از دوران طفوليت نويسنده اطلاع كاملى در دست نيست . احتمالا يا نزد خانوادهء مادرى خود كه از طايفهء قانكانلوى اسفراين بودند تربيت شد و يا نزد عموهاى خود در بجنورد مىزيسته است . ولى احتمال اينكه دوران طفوليت و نوجوانى او در اسفراين گذشته باشد بيشتر است زيرا نامزدش از مردم اسفراين بوده است . خاور بىبى بعد از به حكومت رسيدن يار محمد خان نزد برادر آمد و تا پايان عمر نسبتا طولانى خود چه در زمان برادر و چه برادرزاده‌اش با احترام كامل در خانواده شادلو زندگى مىكرد و رياست حرمسراى برادر و برادرزادهء خود را داشت و بالاخره در سال 1297 شمسى در سن حدود هفتاد و شش سالگى در بجنورد درگذشت و در مقبرهء برادرش دربش قارداش بجنورد به خاك سپرده شد . خاور بىبى احتمالا نزد معلم سرخانه كه معمول آن زمان بود درس خواند و چون سواد فراگرفت و از كتابخانه‌هاى غنى اجداد و برادر خود استفاده مىكرد . وى علاوه بر كتب ادبى و دواوين شعراى ايران ، بعضى از ادبيات اروپايى را كه نمونه‌هايى از آنها ترجمه و چاپ شده بود از جمله سه تفنگدار و كنت‌مونت‌كريستو را خوانده بود . چه به هنگام گذر از سر درهء خوار صخره‌هاى آنجا را به زندان قلعهء ايف كه زندان كنت‌مونت‌كريستو بود تشبيه كرده است . مرحوم خسرو شادلو كه در سنى متجاوز از نود سالگى فوت كرد براى من تعريف مىكرد كه چون در كودكى مادر خود را از دست داده بودم سرپرستى مرا خاور بىبى كه عمهء پدرم بود عهده‌دار شد . شبها پس از شام خاور بىبى با مادربزرگم كتاب مىخواندند و با هم بحث مىكردند و من اسم مازارين صدر اعظم معروف لويى چهاردهم را از زبان آنها شنيده بودم . از متن سفرنامه معلوم مىشود كه نويسنده داراى اعتقادات مذهبى بوده و در طول سفر هر جا به امامزاده‌اى مىرسيده‌اند به زيارت مىرفته است . بعلاوه مشار اليها دوبار به زيارت عتبات مقدسه و يك بار به مسافرت حج رفته و به حاجى بىبى معروف بود . بىمناسبت نيست توضيح مختصرى هم راجع به سرنوشت دامادها و عروسهايى كه