يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

188

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

با ميل خودمان تماشا كنيم . گمان نكنيد كه در تمام دنيا اين قدر فقير باشد ، نه در سامره و نه در قم كه جاى فقرا است اينقدر ديده نشد . مردهاى بزرگ معتبر ، زنها با چادر و چاقشول به قاعده ، هيچ گمان نمىرود كه اينها گدا هستند . قسم‌هايى مىدهند ، گريه مىكنند كه پناه بر خدا . معلوم نيست مثل داماد عباس دوست « 1 » به آستينشان دارو ماليده‌اند . هريك كلمه اشكشان سرازير مىشود . از بچه‌ها هيچ نگويم بهتر است . يكى سؤال كرد گفتم به آقا على يك شاهى به اين بچه بده . تا دست به جيبش برد به قدر بيست بچه همه به يك قد و به يك شكل مىخواستند رخت و كلاه آقا على را بردارند . به هزار معركه خودش را خلاص كرد . دم در مسجد معصومزاده‌اى است . امامزاده يحيى مىگويند . برادر امام رضا عليه السلام است . رفتم زيارت . خادم آمد زيارت نامه خواند . گنبد و حرم خيلى بزرگ باشكوه است . ازارهء حرم كاشى دو رنگ سفيد و آبى است . فرش [ و ] قاليهاى خوب انداخته‌اند . از پرده و از قنديل نقره و چراغ همه اسبابش به قاعده است . ايوان بزرگ و كفش‌كن [ و ] صحن بزرگ ، آب از وسطش مىگذرد . درختهاى بزرگ بسيار باصفا بود . حيف كه فرصت نداشتم . همه ياران و رفيقان را ياد نموده دعا كردم . خدا همه را نصيب كند . مراجعت به منزل شد . يك ساعت به غروب مانده چائى خورده بعد از نماز شام و خواندن قرآن دو ساعت از شب رفته شام كرده خوابيدم . نرخ نان سى سير يك قران - جو يك من هشت شاهى - كاه چهار من - ينجه يك من - هيمه چهار من . جمعه 21 رمضان امروز جمعه بيست و يكم بايد برويم لاسگرد . بعد از نماز و چاى سه ساعت از دسته رفته حركت شد . هوا الحمد للّه از باطن حضرت اجلّ خيلى خوب شده بلكه گرم است . بيچاره كربلائى باقر دمبل « 2 » درآورده امروز زودتر از ما رفت . گفتند نمىتواند با كالسكه بيايد . خلاصه امروز راه خيلى گرد بود و گرم . در « سورخه » « 3 » پائين شده نان و آبى خورديم و سوار شديم . دو ساعت و نيم به غروب مانده منزل رسيديم . در بالاخانهء خوبى منزل داريم .

--> ( 1 ) ( - عباس دوس ) ( 2 ) ظاهرا چنين خوانده مىشود . ( 3 ) سرخه نوشته و گفته مىشود .