يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
185
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
امّا كمربندشان پولك نقره داشت . پائين نشده اسبابها را كشيدند . بعد هفت زوج پالكى آمد همه زن و بچه بودند . يك زوج كجاوه بود . مرد نشسته بود . باروبنه خيلى بود . بعد چهار زوج كجاوه آمد . يك زوج معتبر بود . پوش قرمز داشت . دو تا به اين رباط آمد ، دو تا به آن رباط رفته ، در سر در منزل كردند . دو نفر قزاق آمد خانم را از كجاوه بيرون كرد . از طرف ديگر يك پسر دوازده ساله و يك دختر پنج شش ساله بيرون شدند . دختر را قزاق بغل گرفته بردند بالاخانه . از كجاوهء ديگر يك زن بيرون آمد . بچه در بغل داشت . از طرف ديگر پيرهزن بيرون شد ظاهرا كلفتشان بود . به محض بيرون آمدن آفتابه را برداشت آمد به اين رباط . معلوم نيست در بين راه سرداد يا به منزل رسيد . [ مردهاى آنها ] هم رفتند پيش خانمشان . آدمهاى ما پرسيده بودند . گفت از گنبد قابوس مىآيند به طهران مىروند . ظاهرا عوض مىشوند . بارى امشب هوا اينجا خيلى سرد است . در دو ساعتى شام صرف شد . بايد زود خوابيد كه راه فردا دور است . گفتم صبح زود صاحب جمع برود كه چون جمعيت زياد است جهت منزل معطل نشويم . سهشنبه 18 رمضان فردا سهشنبه هيجدهم بايد برويم آهوان . صبح زود چهل دقيقه بعد از دسته برخاستيم . نماز خوانده مفرشها را بستند ، سماور را حاضر كردند ، چائى خورده ، دو ساعت و نيم بعد از دسته سوار شديم . سرتيپ قزاقها با عيال و غيره همان وقت حركت كردند . ما پيش افتاديم . قهرمان در كالسكه بردن پس مىزد . حاجى خان نمىتواند با تاخت بيايد . قهرمان روزه ، حاجى خان بىروزه ، آب هردو به يك جوب نمىرود . امروز زوار طبس را ديدم . البته دويست نفر زيادتر بودند . اكثرشان سيّد بودند . ده پانزده نفر زن داشتند . هوا هم ابر و خيلى سرد بود . چهار ساعت و نيم به غروب مانده منزل رسيديم . در چاپارخانه منزل گرفته بودند . خانه تنگ و تاريك و سياه پر دود است . كلفتها در قهوهخانهاى كه خيلى از ما دور است منزل دارند . كاروانسراى تازه ساختهاند ، لكن خانه ندارد . همانطور طاق است .