يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

175

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

سفرنامهء طهران خاور بىبى ( خواهر سردار ) « * » بسم الله الرحمن الرحيم چهارشنبه 5 رمضان امروز كه چهارشنبه پنجم ماه مبارك رمضان است ان شاء الله تعالى به خير و خوشى به عزم عروس آوردن پنج ساعت به غروب مانده از منزل حركت شد . همهء اهالى و رفقا و دوستان را وداع نموده از در طارمى بيرون شده با والدهء سركار سهام الدوله و آغا بىبى و تركان بىبى در يك كالسكه نشسته رانديم . تا « بش قارداش » سركار آقاها هم همراه بودند . در آنجا پياده شده قدرى نشسته ، چون سنگهاى توى حرم را روغن مالى كرده بودند امكان تو رفتن نشد . از درب حرم سلام داده مجددا با آقاها و بىبىها وداع نموده خيلى گريه كرده با هزار آه و افسوس از هم جدا شده آنها ماندند . ما رو به مقصد عازم شديم . در بين راه چيزى ديده نشد . در ارگ محمّد خان دو سه دسته بچه مكتبى آمده « آزادنامه » خواندند . زنى هم دو آونگ گلابى تعارف آورد . دو ساعت به غروب مانده وارد « فيروزه » شديم . منزل بد نبود . خانهء خيلى بزرگ و گرم دو در داشت ، يكى به سمت باغچه و يكى به سمت حياط . زنهاى فيروزه‌اى ريختند به

--> * غلطهاى املائى مرسوم در انشاهاى دورهء قاجارى درين سفرنامه هم هست مانند سبت ، برخواستن ، عيوان ، خوالى ، خواطر ، پش‌واز ، متافرقه ، معسر ، بونه ، خواسه ، استقاسه ، مهراب ، فرست ، بوطه ، هاشيه ، صيف السلطنه و نظاير آنها كه به سبد ، برخاستن ، ايوان ، خالى ، خاطر ، پيشواز ، متفرقه ، مؤثر ، بنه ، خاصه ، استغاثه ، محراب ، فرصت ، بوته ، حاشيه ، سيف السلطنه . . . اصلاح شد و ضرورتى نداشت كه در حاشيه به يك‌يك موارد اشاره شود .