يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
164
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
داده كه در جده و مدينهء منوره ناخوشى و با به شدت بروز كرده ، با وجود اين عازم حركت بودم كه پرنس ارفع الدوله آمدند به شدت مرا مانع از حركت شدند و از اين فيض عظمى بازماندم . متمنى از خداى عالميان چنانم وقت ديگر به اين فيض عظمى نايل شوم . چون خود از اين فيض عظمى محروم شدم ، حسينقلى بيك اميرآخور و استاد محمد حسين استادباشى و عبد الحسين آبدار را مستطيع كرده نايب الزيارة قرار داده روانه نمودم . عصر را جناب محمد طاهر بيك مدير روزنامهء « اختر » به ديدن و احوالپرسى ما آمده ، شهرت شخص ايشان كافى است از اينكه من توصيف از كمالاتشان نمايم . پنجشنبه هيجدهم به همان حالت ناتوانى افتاده بودم . دو ساعت به ظهر مانده جناب ميرزا مهدى بيك مدير روزنامهء « حكمت » تشريف آوردند ملاقات كردم . قدرى صحبت متفرقه نمودم . شرحى از تربيت اطفال ايرانى نژاد كه در مدرسهاى كه مخصوص اطفال ايرانى است صحبت داشتند . از طرفى مشعوف و خوشوقت شدم ، از جهتى متألم گرديدم . به هر صورت مبلغ صد منات وجه اعانه براى اطفال مدرسه فرستادم . خيلى مايل بودم خودم وضع مدرسه و درس آنها را ببينم ، ولى ناخوشى مانع گرديد . خيلى افسوس مىخوردم كه هم از سفر مكهء معظمه ماندم و هم قادر بر حركت و سياحت بعضى نقاط قسطنطنيه نيستم . جمعه نوزدهم به همين حالت بسترى بودم . بعد از ظهر شجاع الممالك و ميرزا اسماعيل خان سرهنگ و ميرزا اسماعيل دكتر اجازه خواستند كه به سياحت بعضى نقاط اسلامبول بروند . مرخص كردم رفتند . غروبى مراجعت كردند . از قرارى كه مىگفتند به ميدان مشق نظامى رفته بودند . تمجيد زيادى از قشون عثمانى مىكردند . شب يكشنبه جناب اشرف پرنس ارفع الدوله اصرار زيادى نمودند به تياتر برويم و خيلى از وضع تماشاخانه تعريف مىكرد ، ولى من قادر حركت نبودم . شجاع الممالك را به صحبت ايشان فرستادم . دو ساعت به صبح مانده مراجعت كردند . از وضع تياتر و اقسام