يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
160
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
بيان باشد ديده نشد . روز چهارشنبه دهم اول صبح به شهر « دربند » رسيديم . اين شهر نيز از شهرهاى قديم ايران بوده ، حال در تصرف روس است . نيم ساعت ماشين در استاسيون اينجا توقف نمود . شهر بزرگ معمورى به نظر مىآمد . ماشين حركت [ كرده ] چهار ساعت به غروب مانده به « ولاد قفقاز » رسيديم . اين شهر از شهرهاى قديم نيست . دولت روس آن را به تازگى بنا نموده و شهر نظامى است . تمام اين صحرا كه امروز از آن گذشتيم بعضى جنگل و اكثرى مزروع و آباد بود . آن روز و آن شب را نيز ماشين در حركت بود . هر چهل و نه « ورس » كه معادل هفت فرسخ ايران است ، ماشين به استاسيون مىرسيد . چند دقيقه توقف مىكرد تا ساكنين ماشين رفته تهيهء مأكولات و مشروبات مىنمودند در اين استاسيونها همه چيز موجود است . پنجشنبه يازدهم تا قريب غروب آفتاب ماشين در حركت بود . غروب آفتاب به « رستوف » رسيد . رستوف يكى از شهرهاى جنوبى روس است . بسيار شهر معمورى است . در آنجا ماشين دو ساعت توقف نمود ، چون اول قرار بود كه از راه « سه وسته پول » به دريا نشسته به اسلامبول برويم . بعد از تحقيق معلوم شد كه بايد چهل و هشت ساعت در دريا حركت كنيم . به واسطهء زحماتى كه در درياى خزر ديده بوديم بسيار مشكل به نظر آمد كه دو شبانه روز در دريا باشيم . لاعلاج فسخ عزيمت نموده از ماشين پياده به ماشينى كه به « عدسا » مىرفت نشستيم . دو ساعت از شب گذشته به سمت عدسا ماشين در حركت آمد . اول صبح جمعه دوازدهم ذيقعده به « يداترينوسلاو » « 1 » رسيديم . اين شهر بسيار آباد به نظر آمد . روى اين شهر را دود بخار كارخانجات مثل ابر سياه گرفته بود . قريب چند دقيقه ماشين در طول اين شهر حركت مىكرد . كارخانجات و فابريكها زياد ديده مىشد . رودخانهء « ناپول » از وسط اين شهر جارى است . پل بسيار متينى در روى اين رودخانه ساخته شده كه راه ماشين از
--> ( 1 ) Edatrinoslav