يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

158

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

شنبه ششم ماه صبح از منزل حركت كرده قونسول روس تا « گار » راه آهن مشايعت نمود . دو ساعت به غروب مانده قونسول و ديگران وداع كرده ماشين حركت كرد . نيم ساعت به غروب مانده به استاسيون گوگ تپه رسيديم . چند دقيقه‌اى ماشين توقف نمود . گفتند در اينجا اطاق موزه است كه تفصيل جنگ قشون روس را با آخالى از مقوا ساخته‌اند . از ماشين بيرون شده به اطاق موزه رفتيم . قرا اغلان نام آخالى با شمشير برهنه كه در دست داشت يك نفر سالدات روسى را چنان با شمشير [ زده ] كه دوپاره نموده [ بود ] و عكس قرا اغلان را در آن زمان برداشته حضور امپراطور روس برده بودند « 1 » . مختصر تماشائى كرده معاودت به ماشين نمودم . بعد از ربع ساعت ماشين حركت كرد . شب را تا صبح در حركت بود . صبح به اطراف تماشا كردم ، كوه بلخان در دست چپ به مسافت يك فرسخ ديده مىشد . اين صحراها جهت مرتع و نشيمن ايلات بسيار خوب جائى است . چارواى ايلات يموت اكثر اوقات در اينجاها مىباشند . دو ساعت از آفتاب گذشته وارد « كراسنوودسك » شديم . حاكم آنجا با لباس رسمى تا « گار » استقبال نمود . از عشق آباد فرمانفرماى بحر خزر تلگرافا به حاكم « كراسنوودسك » دستور العمل داده بودند . به همراهى سفرى تا كنار دريا رفته به كشتى نشستيم . قريب . . . « 2 » در سالن كشتى متوقف بوديم . حاكم « كراسنوودسك » هم پيش ما بود . اطاقهاى نمرهء اول كشتى را براى ما معين نمودند . چهار ساعت به غروب مانده زمان حركت كشتى نزديك شد . با حاكم وداع كرده رفتند . كشتى هم حركت نمود . يك ساعت به غروب مانده دريا به تلاطم درآمد . دو ساعت از شب گذشته انقلاب دريا به حدى رسيد كه تمام ساكنين كشتى دست از جان شسته ، تن به تقدير دادند . صداى گريه و نالهء اهل كشتى بلند شد . بعد از ساعتى انقلاب به طورى حالات را منقلب نمود كه بعضى گرفتار تهوع و قى و مدهوشى شدند . تا يك ساعت از آفتاب رفته همين حالات انقلاب بود . كم‌كم تلاطم آرام گرفت . اول ظهر به ساحل درياى بادكوبه رسيديم . از كراس نودسك تا بادكوبه هفده ساعت [ است ] .

--> ( 1 ) اصل : برده‌اند ( 2 ) كلمه‌اى خوانده نشد .